Previous Next

لغو مجازات اعدام در لبنان؛ طناب دار بر گردن ایران

لغو مجازات اعدام در لبنان در حالی رقم خورد که بخش بزرگی از خاورمیانه همچنان این مجازات را در قوانین کیفری خود به رسمیت می‌شناسد و ایران نیز روزبه‌روز بر شمار قربانیان اعدام‌ می‌افزاید. موتور این ماشین مرگ کجاست؟لبنان در ۱۱ اوت ۲۰۲۶، پس از نزدیک به دو دهه توقف اجرای اعدام، با رأی اکثریت پارلمان، مجازات مرگ را از نظام کیفری خود حذف و احکام اعدام موجود را به حبس ابد تبدیل کرد؛ تصمیمی که با وجود مخالفت فراکسیون پارلمانی حزب‌الله لبنان به تصویب رسید؛ سازمانی سیاسی ـ نظامی شیعه و مسلح که از سوی آلمان، اتحادیه اروپا، ایالات متحده و بسیاری از کشورهای دیگر به‌عنوان یک سازمان تروریستی طبقه‌بندی می‌شود، اما در لبنان همچنان دارای کارکردهای سیاسی و اجتماعی است.

بیشتر بخوانید: لغو مجازات اعدام؛ گامی تاریخی در لبنان

در خاورمیانه اما، اعدام همچنان در بسیاری از کشورها پابرجاست، گاه در قانون و گاه در میدان اجرا.

اما مسیر کشورها در این زمینه یکسان نیست؛ ایران با دست‌کم ۲۱۵۹ اعدام در سال ۲۰۲۵، بالاترین میزان ثبت‌شده اعدام در این کشور از سال ۱۹۸۱ را رقم زد و پس از آن، عربستان سعودی با دست‌کم ۳۵۶ اعدام در سال ۲۰۲۵ قرار داشت.

در یمن، مصر، کویت، عراق، امارات متحده عربی و دیگر کشورهای عربی نیز اعدام همچنان در قانون یا در عمل وجود دارد.

تحولات سال ۲۰۲۶ تناقضات این تصاویر را آشکارتر کرده است. اردن در ۲۱ ژوئن، پس از نزدیک به ۹ سال توقف اجرای اعدام، شش مرد را اعدام کرد؛ نخستین اعدام دسته‌جمعی این کشور از سال ۲۰۱۷.

در اسرائیل نیز پارلمان در مارس ۲۰۲۶ قانونی را تصویب کرد که مجازات اعدام را برای برخی جرایم پیش‌بینی می‌کند.

در سوی دیگر این طیف، ترکیه در فاصله سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۴ اعدام را به‌طور کامل از نظام کیفری خود کنار گذاشت.

واکنش‌ها در لبنان

این تصمیم با استقبال شماری از چهره‌های حقوقی و سیاسی لبنان و نهادهای بین‌المللی حقوق بشری روبه‌رو شد.

حلیمه قعقور، نماینده مستقل پارلمان لبنان، لغو اعدام را پیروزی برای کرامت انسانی دانست و بر ضرورت حذف این مجازات از قانون تأکید کرد.

رمزی قیس، پژوهشگر لبنان در دیده‌بان حقوق بشر، این اقدام را گامی مهم در مسیر لغو اعدام خواند، اما بر ضرورت اصلاح نظام قضایی و تضمین دادرسی عادلانه تأکید کرد.

هِبا موریف، مدیر منطقه‌ای عفو بین‌الملل نیز لغو اعدام را پیروزی حقوق بشر و تبدیل توقف عملی این مجازات را حمایت قانون از حق حیات توصیف کرد.

بیشتر بخوانید: کودکان در لیست انتظار مرگ؛ ۱۸ سالگی، نقطه پایان؟

اما در افکار عمومی پرسش‌های متعددی پیرامون تجربه لبنان مطرح است: چه عواملی در کشوری با بحران‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی زمینه لغو مجازات اعدام را فراهم کرد؟

یا این که: چگونه پارلمان لبنان توانست در برابر مخالفت حزب‌الله این قانون را به تصویب برساند؟ آیا این تصمیم را باید صرفاً یک تحول حقوق‌بشری دانست یا نشانه تغییری سیاسی در موازنه نیروها در لبنان؟ و تجربه کشوری با ساختار سیاسی و مذهبی پیچیده تا چه اندازه می‌تواند برای دیگر کشورهای منطقه، از جمله ایران، قابل تعمیم باشد؟

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

این پرسش‌ها در مورد ایران ابعاد دیگری نیز پیدا می‌کنند: چرا در حالی که لبنان پس از دو دهه توقف اجرای اعدام به حذف قانونی این مجازات رسیده، جمهوری اسلامی همچنان بر استفاده گسترده از آن اصرار دارد؟

و آیا تفاوت میان این دو مسیر را باید در قوانین و ساختارهای حقوقی جست‌وجو کرد یا در کارکرد سیاسی اعدام و جایگاه جامعه مدنی و نیروهای مخالف آن؟

چرا لبنان توانست؟

حسن صالحی، عضو هیأت هماهنگی کارزار جهانی “نه به اعدام در ایران” و سخنگوی کمیته بین‌المللی علیه اعدام، در مورد لغو مجازات اعدام در لبنان در منطقه‌ای که شاهد اجرای گسترده اعدام است، به دویچه‌ وله می‌گوید: «این تصمیم تحولی مهم و مثبت در خاورمیانه است و نشان می‌دهد تغییر در جهت لغو این مجازات ضدانسانی امکان‌پذیر است. تجربه لبنان می‌تواند فشار بر دولت‌های منطقه را برای بازنگری در قوانین و سیاست‌های خود افزایش دهد و مبارزه برای لغو اعدام را به روندی منطقه‌ای تبدیل کند.»

او در پاسخ به پرسش درباره عوامل زمینه‌ساز این تصمیم، با تأکید بر نقش جنبش ضد اعدام و فشار سازمان‌های حقوق بشری گفت: «این تصمیم یک رعد در آسمان بی‌ابر نبود. لبنان نزدیک به دو دهه بدون اجرای اعدام پیش رفت و سرانجام در نتیجه مبارزه طولانی‌مدت فعالان ضد اعدام به این نتیجه رسید که این شکل از مجازات فقط چرخه خشونت را تشدید می‌کند.»

صالحی افزود: «توقف اجرای اعدام می‌تواند زمینه را برای حرکت به سوی راه‌حل‌های اجتماعی و حقوقی مؤثرتر برای کاهش جرم و خشونت فراهم کند.»

این فعال مبارزه با اعدام، لغو این مجازات در لبنان را هم‌زمان تحولی حقوق‌بشری و سیاسی دانست و تصریح کرد: «لغو مجازات اعدام، هم یک تحول حقوق‌بشری و هم یک تحول سیاسی است؛ از منظر حقوق‌بشری، به معنای به‌رسمیت شناختن حق بنیادین حیات و دفاع از حقوق انسانی شهروندان است و از منظر سیاسی، نشان می‌دهد که پارلمان لبنان در برابر فشار نیروهایی مانند حزب‌الله عقب‌نشینی نکرده و حاضر نشده است قوانین کشور را بر مبنای انتقام‌جویی و قصاص اسلامی تنظیم کند.»

صالحی در توضیح نقش موقعیت کنونی حزب‌الله نسبت به تصویب این قانون گفت: «حزب‌الله امروز در موقعیت ضعیف‌تری نسبت به گذشته قرار دارد و لغو مجازات اعدام نیز ضربه سیاسی دیگری به این جریان است؛ دوره‌ای که جمهوری اسلامی می‌توانست از نیروهای نیابتی خود به‌عنوان اهرم‌های قدرتمند نفوذ در منطقه استفاده کند، با چالش‌های جدی روبه‌رو شده است.»

نسبت اسلام‌گرایی سیاسی و مجازات اعدام

حسن صالحی با اشاره به درهم‌تنیدگی اعدام با بخش مهمی از این جریان‌های تندرو و افراطی اسلامی گفت: «از جمهوری اسلامی تا حزب‌الله لبنان، حماس، داعش، طالبان و دیگر جریان‌های اسلام‌گرا، مجازات‌های خشن، از جمله اعدام، در مقاطع و اشکال مختلف جایگاه مهمی داشته است.»

به گفته او: «مبارزه علیه اعدام در خاورمیانه می‌تواند بخشی از مبارزه برای کنار زدن فرهنگ خشونت مبتنی بر قوانین انتقام‌جویانه، قصاص و مجازات‌های دینی باشد.»

صالحی در پاسخ به اینکه آیا تجربه لبنان، موانع مذهبی و سیاسی لغو اعدام در منطقه را زیر سؤال نمی‌برد، موقعیت تضعیف‌شده حزب‌الله را در این موفقیت تعیین‌کننده دانست: «اگر حزب‌الله در موقعیت قدرتمندتری قرار داشت، یقیناً می‌توانست بر سر تصویب این قانون کارشکنی کند و حتی مانع تصویب آن شود. بنابراین، تجربه لبنان به این معنا نیست که موانع مذهبی و سیاسی در لغو اعدام اهمیتی ندارند؛ بلکه نشان می‌دهد میزان قدرت سیاسی نیروهای مخالف لغو اعدام و توازن قوا در هر کشور نقش تعیین‌کننده‌ای دارند».

تفاوت‌های ساختاری ایران و لبنان

او با تاکید بر اینکه قوانین کیفری باید بر پایه حقوق و آزادی‌های انسانی و حق حیات شهروندان تنظیم شوند، نه مجازات‌های دینی و انتقام‌جویانه، بر تفاوت‌های بنیادین حکومت ایران و لبنان، تاکید کرد و گفت: «ماهیت ایدئولوژیک جمهوری اسلامی و استفاده از مذهب برای توجیه اعدام و مجازات‌های خشنی چون قصاص، قطع دست و درآوردن چشم، از تفاوت‌های اساسی شرایط سیاسی و حقوقی ایران و لبنان است؛ زیرا حکومت ایران این مجازات‌ها را به‌عنوان “دستور الهی” جلوه می‌دهد.»

چشم‌انداز جنبش‌های مدنی

به باور حسن صالحی، این تفاوت‌ها مانع از نزدیک شدن به لغو عملی اعدام در ایران نیست. او با اشاره به موفقیت‌های جامعه مدنی در عقب نشاندن اجرای مجازات‌هایی مانند سنگسار و دستاوردهای جنبش “زن، زندگی، آزادی” در کسب برخی آزادی‌های اجتماعی اضافه کرد: «مبارزه برای لغو اعدام در ایران، علاوه بر جنبه حقوق‌بشری، بخشی از مبارزه سیاسی برای پایان دادن به نظامی است که اعدام و سرکوب را ابزار حفظ قدرت خود کرده است».

او جمهوری اسلامی را بزرگ‌ترین مانع حذف اعدام از قوانین کیفری دانست و گفت: «بند ناف جمهوری اسلامی با اعدام و سرکوب گره خورده است؛ بنابراین لغو عملی اعدام در ایران به قدرت گرفتن جنبش اجتماعی علیه اعدام و تحمیل این خواست به حکومت بستگی دارد و لغو قانونی آن، با سرنگونی جمهوری اسلامی ممکن است.»

اثر تصمیم لبنان بر کشورهای منطقه

محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران نیز در گفت‌و‌گو با دویچه وله با تأکید بر اهمیت تصمیم لبنان بر جنبش‌های مخالف اعدام در منطقه گفت: «مهم‌ترین تاثیر این تصمیم، بر جامعه مدنی و مخالفان اعدام است که به آنها امید و الهام می‌دهد و نشان می‌دهد تلاش‌هایشان می‌تواند نتیجه دهد؛ به‌ویژه در منطقه‌ای که بیش از ۹۰ درصد اعدام‌های جهان در آن انجام می‌شود.»

امیری‌مقدم با مقایسه روند لغو اعدام در لبنان با وضعیت ایران، بر نقش توقف طولانی‌مدت اجرای احکام و فعالیت جامعه مدنی لبنان تأکید کرد و گفت: «لغو مجازات اعدام در لبنان نتیجه یک فرایند بسیار طولانی و رشد جامعه مدنی لبنان بود. طی 22 سال عدم اجرای احکام مرگ، نبود اعدام به یک هنجار در جامعه تبدیل شد و هزینه سیاسی اجرای دوباره آن را برای نیروهای سیاسی بالا برد.»

او ادامه داد: «در ایران اما جمهوری اسلامی از همان روزهای نخست همواره یکی از بزرگ‌ترین اعدام‌کنندگان جهان بوده و تلاش کرده اعدام را به امری عادی تبدیل کند؛ تا جایی که حتی اعدام چهار یا پنج نفر در روز، مانند آنچه سال گذشته شاهدش بودیم، توجه چندانی در رسانه‌ها جلب نکرد.»

تفاوت لبنان و ترکیه با ایران و نقش تغییر قانون

محمود امیری‌مقدم تفاوت اصلی لبنان و ترکیه در لغو مجازات اعدام با ایران را در وجود جامعه مدنی و نهادهای دموکراتیک دانست.

او درباره ضرورت تغییر قانون در ایران گفت: «در لبنان و ترکیه، جامعه مدنی فعال در زمینه حقوق بشر و لغو اعدام وجود داشته است. در ترکیه، شرط شورای اروپا برای عضویت و همچنین تمایل این کشور به نزدیک‌تر شدن به اروپا، عامل تعیین‌کننده بود. در ایران نیز برای لغو مجازات اعدام، تغییر قانون صددرصد یک شرط ضروری و شاید مهم‌ترین شرط است، اما برای رسیدن به آن نقطه ابتدا باید اجرای احکام اعدام کمتر و یا متوقف شود.»

تفاوت کارکرد اعدام در لبنان و جمهوری اسلامی

محمود امیری‌مقدم با تأکید بر تفاوت‌های بنیادین و ساختاری دو کشور، کارکرد اعدام در لبنان و ایران را اساساً قابل قیاس ندانست.

او در این زمینه گفت: «ما در ایران یک نظام توتالیتر داریم که هیچ‌گونه مشروعیتی از مردم ندارد و صرفاً برای ادامه بقای خود تلاش می‌کند. در حالی که در لبنان پارلمان، انتخابات و یک سیستم قضایی مستقل و جامعه مدنی قدرتمند وجود دارد. در ایران هرگونه فعالیت مدنی سرکوب می‌شود. و این تفاوت اساسی میان یک حکومت تمامیت‌خواه بدون مشروعیت مردمی با کشوری است که پلورالیسم، نهادهای دموکراتیک و جامعه مدنی را تجربه کرده است.»

امیری‌مقدم با تفکیک میان انواع احکام اعدام، مانع اصلی را نه صرفاً مبانی شرعی، بلکه اراده سیاسی حکومت دانست و گفت: «بیشتر اعدام‌ها، به‌جز قصاص، حتی در چارچوب یک کشور اسلامی قابل لغو هستند و اعدام جرایم مواد مخدر نیز ارتباطی با شریعت اسلام ندارد. در موارد قصاص هم با تفکیک قتل عمد و غیرعمد می‌توان شمار اعدام‌ها را دست‌کم به‌شدت کاهش داد.»

مدیر سازمان حقوق بشر ایران افزود: «اما برای حذف کامل اعدام از قوانین ایران، به قانونی فارغ و نامتصل به شریعت و در نهایت جدایی دین از دولت نیاز است؛ مانع اصلی نیز اراده سیاسی حکومت است، زیرا جمهوری اسلامی از اعدام برای سرکوب سیاسی استفاده می‌کند.»

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

او با وجود افزایش اعدام‌ها، جنبش گسترده مخالف اعدام در ایران را نقطه امید دانست و ادامه داد: «ایران با وجود بالاترین تعداد اعدام‌ها، بزرگ‌ترین جنبش مخالفت با اعدام را نیز در خاورمیانه دارد.»

امیری‌مقدم شرح داد: «استفاده از اعدام با وضعیت سیاسی جمهوری اسلامی و میزان نارضایتی و احتمال اعتراض ارتباط مستقیم دارد. در چارچوب جمهوری اسلامی لغو اعدام ممکن نیست، اما با افزایش هزینه سیاسی اعدام‌ها و فشار مردم و جامعه جهانی می‌توان شاهد کاهش آنها بود».

آلمان اختیارات نهادهای اطلاعاتی خود را افزایش می‌دهد

آلمان در نظر دارد اختیارات نهادهای اطلاعاتی خود را افزایش دهد. همچنین قرار است اداره حفاظت از قانون اساسی که تاکنون به‌عنوان نهاد اطلاعاتی داخلی توصیف می‌شد، به یک “سرویس مخفی واقعی” با توانایی‌های عملیاتی توسعه یابد.به گزارش رسانه تاگس‌شاو، آلمان قصد دارد اختیارات سرویس اطلاعات فدرال این کشور (BND) را افزایش دهد. همچنین قرار است اداره حفاظت از قانون اساسی که تاکنون به‌عنوان نهاد اطلاعاتی داخلی توصیف می‌شد، به یک “سرویس مخفی واقعی” با توانایی‌های عملیاتی توسعه یابد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

بر اساس این گزارش، فریدریش مرتس ، صدراعظم و نیز وزیر کشور آلمان با در نظر گرفتن این که وضعیت امنیتی چنین چیزی را ایجاب می‌کند، خواهان این تغییرات‌اند. اصلاحات نهادهای اطلاعاتی که دولت فدرال، پیش‌نویس آن را در کابینه تصویب کرده نیز همین امر را در نظر گرفته است.

بیشتر بخوانید: افزایش پرواز پهپادهای ناشناس بر فراز مراکز نظامی آلمان

نینا وارکن، وزیر دفتر صدراعظم که مسئول سرویس اطلاعات فدرال آلمان است، می‌گوید: «واقعیت این است که ما بیش از حد به این وابسته‌ایم که نهادهای اطلاعاتی کشورهای دیگر از ما حمایت کنند و این کمک در حال حاضر در حوزه‌های بیش از حد زیادی، یک‌طرفه است.»

اکنون پارلمان (بوندستاگ) و بوندس‌رات (شورای فدرال) نیز باید با اعمال این تغییرات موافقت کنند. به گزارش رسانه‌‌های آلمانی، قرار است این کار تا پایان سال انجام شود اما اجرایی شدن آن برای اول ژانویه در نظر گرفته شده است.

نهاد اطلاعاتی یا سرویس مخفی؟

در زبان روزمره، واژه‌های “نهاد اطلاعاتی” و “سرویس مخفی” اغلب به‌ جای هم به کار می‌روند. با این حال تفاوت‌های اساسی میان آن‌ها وجود دارد. ب

به طور کلی در آلمان در حال حاضر هیچ سرویس مخفی‌ای وجود ندارد، اما سه نهاد اطلاعاتی در این کشور وجود دارند که عبارتند از:

ـ اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی، یا نهاد اطلاعاتی داخلی (به همراه ادارات ایالتی).

ـ در کنار آن، نهاد دومی هم به نام سرویس اطلاعات خارجی، یعنی سرویس اطلاعات فدرال آلمان فعالیت می‌کند.

ـ و مورد سوم نیز اداره فدرال ضدجاسوسی نظامی است.

در واقع یک نهاد اطلاعاتی فقط اجازه دارد اطلاعات جمع‌آوری کند. برای این کار می‌تواند به‌صورت مخفیانه فعالیت کند. برخلاف یک سرویس مخفی، چنین نهادی مشمول اشکال مختلف نظارت حقوقی و پارلمانی است. اما این نهاد اختیارات اجرایی ندارد و برای نمونه، نمی‌تواند افراد را بازداشت کند.

در مقابل، یک سرویس مخفی، نه‌تنها اجازه دارد به‌صورت مخفیانه اطلاعات جمع‌آوری کند، بلکه اجازه دارد عملیات محرمانه نیز انجام دهد، برای نمونه یک عملیات شبه‌نظامی یا تبلیغات در خارج از کشور.

حمایت مالی پنهانی از احزاب یا نامزدهای خارجی نیز می‌تواند از جمله این اقدامات باشد.

تغییر پارادایم نهادهای اطلاعاتی در آلمان

الکساندر دوبرینت، وزیر کشور آلمان و مسئول اداره حفاظت از قانون اساسی در همین رابطه می‌گوید: «ما هر روز هدف جاسوسی، خرابکاری، حملات سایبری و اقدامات پنهانی قدرت‌های خارجی هستیم.» به گفته او، هدف این اقدامات “بی‌ثبات کردن آلمان” است.

پیش‌نویس این قانون بیش از ۷۰۰ صفحه دارد. در اصل، اما بحث اصلی بر سر سه قانون است: قانون مربوط به اداره فدرال حفاظت از قانون اساسی، قانون مربوط به سرویس اطلاعات فدرال آلمان و قانون نظارت حقوقی از سوی شورای مستقل نظارت.

نکته جالب توجه اینجاست که اداره حفاظت از قانون اساسی و سرویس اطلاعات فدرال آلمان تاکنون نهادهای اطلاعاتی محسوب می‌شدند، نه سرویس‌های مخفی. چرا که فعالیت آن‌ها تا حد زیادی به جمع‌آوری اطلاعات محدود بود.

به عبارت دیگر هر جایی که بحث بر سر اقدام فعالانه و اتخاذ تدابیر بود، نهادهای دیگری مسئول آن بودند؛ از جمله در داخل کشور این پلیس بود که مسئولیت آن را بر عهده داشت.

این جدایی میان پلیس و سرویس‌های مخفی در آلمان البته دلایل تاریخی دارد. پس از تجربه دوران ناسیونال‌سوسیالیسم و جمهوری دموکراتیک آلمان شرقی، هدف این بود که از شکل‌گیری دوباره یک پلیس مخفی با اختیارات گسترده که اصولا از این اختیار بهره‌مند باشد که بتواند علیه شهروندان به کار گرفته شود جلوگیری شود.

فعالیت عملی به‌جای نظارت صرف

در تغییرات جدید، قرار است وظیفه اصلی اداره حفاظت از قانون اساسی همچنان جمع‌آوری اطلاعات باقی بماند. اما در صورت وجود یک “تهدید ویژه”، این نهاد باید بتواند به‌صورت عملیاتی نیز وارد عمل شود. منظور از تهدیدات ویژه در اینجا، موارد تهدید تروریستی یا عملیات اطلاعاتی “قدرت‌های خارجی” است.

بیشتر بخوانید: اداره جنایی از وجود ۴۱۰ اسلام‌گرای خطرناک در آلمان خبر داد

در چنین شرایطی، اداره حفاظت از قانون اساسی برای مثال باید بتواند حملات سایبری را بی‌آنکه مهاجم متوجه شود به مسیری بی‌اثر هدایت کند. زنجیره‌های تامین را دست‌کاری کند تا از ساخت سلاح یا مواد منفجره جلوگیری شود. اطلاعات نادرست درباره فرصت‌های اجرای حمله را به مهاجمان بالقوه منتقل کند تا نقشه آن‌ها شکست بخورد. دستورالعمل‌های فنی برای ساخت مواد منفجره یا اطلاعات مربوط به نقاط ضعف زیرساخت‌های حیاتی را غیرقابل استفاده کند.

همین موضوع در مورد سرویس اطلاعات فدرال آلمان در صورت وجود یک “وضعیت تهدید مشخص” نیز صدق می‌کند. این نهاد در انتخاب ابزارهای اطلاعاتی خود، از اداره حفاظت از قانون اساسی انعطاف‌پذیرتر است.

اقدامات باید علیه همان “قدرت خارجی” که خطر از جانب آن ناشی می‌شود انجام شوند. بنابراین، نباید به‌طور هدفمند افراد خصوصی بی‌ارتباط هدف گرفته شوند. محدودیت دیگری که قانون پیش‌بینی کرده این است که مجروح کردن یا کشتن هدفمند افراد مجاز نیست.

بیشتر بخوانید: عامل حمله مونیخ به حبس ابد محکوم شد

به‌طور کلی، اقدامات سرویس اطلاعات فدرال آلمان همچنین به خارج از کشور محدود است. در توجیه قانونی آمده است که عملیات در فضای سایبری می‌تواند “در داخل کشور نیز انجام شود، مادامی که اثر اقدام در خارج از کشور ایجاد شود”.

از جمله دیگر اختیارات جدید برای هر دو نهاد، استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل داده‌ها و تفتیش آنلاین است. منظور از مورد دوم، دسترسی مخفیانه به یک تلفن هوشمند یا دستگاه دیگری برای جست‌وجوی داده‌های ذخیره‌شده در آن است.

اگر یک مامور خارجی که پیش‌تر در کشورهای دیگر تحت نظر بوده است، به‌طور موقت در آلمان حضور داشته باشد، قرار است سرویس اطلاعات فدرال آلمان همچنین اجازه داشته باشد تفتیش آنلاین را در داخل کشور ادامه دهد.

اداره حفاظت از قانون اساسی همچنین صراحتا اختیار ورود به خانه‌ها را دریافت می‌کند؛ مثلا برای نصب نرم‌افزار جاسوسی به‌منظور انجام تفتیش آنلاین یا برای خنثی کردن سلاح‌ها.

افزون بر این، قرار است در آینده به سرویس اطلاعات فدرال آلمان اجازه داده شود داده‌ها را برای مدت طولانی‌تری ذخیره کند. برای داده‌های محتوایی شش ماه و برای فراداده‌ها حتی ۱۲ ماه در نظر گرفته شده است.

همچنین قرار است در آینده، اداره حفاظت از قانون اساسی اجازه داشته باشد داده‌های افراد زیر سن قانونی را نیز پردازش کند. دلیل این موضوع نیز این عنوان شده که در برخی محافل افراطی، سن افراد فعال مدام در حال کاهش است.

زیر نظر گرفتن “دشمنان قانون اساسی”

با این اصلاحات همچنین برای نخستین بار یک روند قانونی مشخص خواهد شد که تعیین کند طبقه‌بندی یک جریان به‌عنوان فعالیت ضد قانون اساسی و نحوه برخورد با موارد مظنون مربوط به آن چگونه باید انجام شود.

تصمیم درباره اینکه چه کسی زیر نظر گرفته شود باید توسط رئیس اداره حفاظت از قانون اساسی گرفته شود.

پیش از این، حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) در فوریه ۲۰۲۱ از سوی اداره حفاظت از قانون اساسی به‌عنوان یک مورد مظنون طبقه‌بندی شده بود.

در مارس ۲۰۲۲ دادگاه اداری کلن این تصمیم را تایید کرد. در مه ۲۰۲۵ سطح این طبقه‌بندی ارتقا یافت، هرچند این موضوع در حال حاضر در دادگاه در دست بررسی است.

نظارت بر نهادهای اطلاعاتی

قرار است نظارت حقوقی اکنون به‌طور کامل به شورای مستقل نظارت واگذار شود؛ هم برای سرویس اطلاعات فدرال آلمان و هم برای اداره حفاظت از قانون اساسی.

این نهاد در سال ۲۰۲۱ برای انجام نظارت پیشینی “شبه‌قضایی” بر سرویس اطلاعات خارجی ایجاد شد. حکم دادگاه قانون اساسی فدرال ایجاد چنین نهادی را ضروری کرده بود.

اعضای این نهاد را قضات سابق دادگاه‌های فدرال تشکیل می‌دهند. آن‌ها باید مثلا تشخیص دهند که آیا وضعیت تهدید ویژه‌ای وجود دارد که به نهادهای اطلاعاتی اجازه ‌دهد اقدامات فعال انجام دهند یا نه.

درباره سرویس اطلاعات فدرال آلمان، آن‌ها باید مشخص کنند که در چنین وضعیتی انجام چه اقداماتی مجاز است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

با وجود این تغییرات برنامه‌ریزی شده، گفته می‌شود در نظارت سیاسی بر این نهادها هیچ تغییری ایجاد نخواهد شد. هیئت نظارت پارلمانی در پارلمان آلمان (بوندستاگ) باقی می‌ماند. قرار است نمایندگان همه فراکسیون‌ها در آن حضور داشته باشند.

اما در عمل، در دوره فعلی قانون‌گذاری فقط نمایندگانی از حزب سوسیال‌دموکرات و اتحادیه احزاب مسیحی، به‌علاوه یک نماینده از حزب سبزها در آن حضور دارند و به این ترتیب تنها یک نماینده اپوزیسیون عضو آن است.

نامزدهای حزب آلترناتیو برای آلمان و حزب چپ در چندین دور رای‌گیری در صحن علنی نتوانسته بودند اکثریت لازم را به دست آورند.

جروزالم پست: اسرائیل از سرعت بازسازی توان موشکی ایران غافلگیر شده است

جروزالم پست در گزارشی اختصاصی نوشت، مقام‌های دفاعی اسرائیل در ارتش و موساد، از سرعت بازیابی توان نظامی ایران پس از جنگ سال جاری غافلگیر شده‌اند. محور اصلی نگرانی اسرائیل، بازسازی سریع ظرفیت تولید موشک‌های بالستیک است.جروزالم پست گزارش داده که مقام‌های دفاعی اسرائیل ارزیابی‌های پیشین خود درباره میزان آسیب واردشده به صنایع نظامی ایران را بازنگری کرده‌اند و اکنون با سرعتی در بازسازی این صنایع روبه‌رو شده‌اند که انتظار آن را نداشتند.

بر این اساس، مقام‌های ارتش اسرائیل و سازمان اطلاعات خارجی این کشور (موساد) از سرعت بازیابی توان نظامی ایران پس از جنگ اوایل سال ۲۰۲۶ شگفت‌زده شده‌اند. این جنگ در فوریه سال جاری با حملات آمریکا و اسرائيل به مواضع جمهوری اسلامی در خاک ایران آغاز شد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

جروزالم پست نوشت، ارتش اسرائیل در ماه‌های گذشته همچنان بر این ارزیابی تاکید داشت که حملات انجام‌شده، صنایع نظامی ایران را برای چند سال عقب انداخته است. اما چهار ماه پس از پایان مرحله اصلی جنگ در آوریل، ارزیابی‌های تازه نشان می‌دهد که ایران در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه در حوزه موشک‌های بالستیک، سریع‌تر از انتظار اسرائیل در حال بازیابی توان خود است.

بیشتر بخوانید: آغاز بازسازی مراکز موشکی در ایران در غیاب یک قطعه کلیدی

این گزارش می‌گوید، ارتش اسرائیل پیش از این نیز در دو مقطع از سرعت تقویت توان نظامی ایران غافلگیر شده بود.

پس از حمله به ۲۰ هدف مهم موشکی و صنعتی ایران در اکتبر ۲۰۲۴، ارتش اسرائیل اعلام کرده بود که تولید موشکی آینده ایران را دست‌کم یک سال عقب انداخته است.

اما در اوایل سال ۲۰۲۵، اسرائیل دریافت که ایران سرعت تولید موشک‌های بالستیک خود را بازیابی کرده است. همین ارزیابی باعث شد ارتش اسرائیل زمان احتمالی حمله بعدی را از پاییز ۲۰۲۵ به ژوئن همان سال جلو بیندازد.

“حمله گسترده‌تر در ژوئن ۲۰۲۵ هم کافی نبود”

اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ حدود ۱۰۰ هدف موشکی و صنعتی ایران را هدف قرار داد و پس از آن مدعی شد که فرمول واقعی عقب انداختن تولید موشک ایران را پیدا کرده است.

این ارزیابی، از نگاه اسرائیل، بر این پایه استوار بود که شمار اهداف نسبت به حمله سال ۲۰۲۴ پنج برابر شده و حجم بمباران نیز به‌مراتب افزایش یافته بود.

با این حال، گزارش می‌گوید، ایران بار دیگر راه‌هایی برای بازیابی تولید سریع موشک‌های بالستیک پیدا کرده است.

بر اساس این گزارش و طبق برآوردها، ایران در ژوئن ۲۰۲۵ حدود ۱۳۰۰ موشک در اختیار داشت. اما این رقم تا فوریه ۲۰۲۶ به حدود ۲۵۰۰ موشک رسید.

اسرائیل و آمریکا پس از جنگ حدودا ۴۰ روزه سال ۲۰۲۶ اعلام کردند که این بار به هدف خود رسیده‌اند. بر اساس گزارش جروزالم پست، در این جنگ بیش از ۲۶۰۰ هدف موشکی و صنعتی ایران هدف قرار گرفت و آمریکا و اسرائیل در مجموع حدود ۳۰ هزار حمله علیه ایران انجام دادند.

این میزان، ۲۶ برابر حملات سال ۲۰۲۵ و بیش از ۱۰۰ برابر حملات سال ۲۰۲۴ توصیف شده است.

بازسازی سریع با وجود خسارت گسترده

مقام‌های ارتش اسرائیل پیش‌تر به جروزالم پست گفته بودند، تقریبا همه بخش‌های بزرگ و کوچک صنایع نظامی ایران در حملات نابود شده است.

اما اکنون، به نوشته این روزنامه، مقام‌های ارشد دفاعی اسرائیل پذیرفته‌اند که ایران راه‌های خلاقانه‌ای برای تمرکز بر بازسازی تهدیدهای مشخص، از جمله موشک‌های بالستیک، پیدا کرده است؛ حتی اگر بخش‌های بزرگی از کشور همچنان با ویرانی و خسارت روبه‌رو باشد.

جروزالم پست همچنین به گزارش قبلی نیویورک‌ تایمز اشاره کرده که نوشته بود، ایران با استفاده از بولدوزر توانسته مسیرهای مسدودشده به شهرهای موشکی زیرزمینی را بسیار سریع‌تر از انتظار اسرائیل باز کند.

بیشتر بخوانید: “ایران به‌سرعت در حال بازسازی زیرساخت‌های نظامی خود است”

این گزارش می‌گوید، تا پیش از این، بحث اصلی در اسرائیل این بود که ایران پس از جنگ ۲۰۲۶ حدود ۵۰۰ یا نزدیک به ۱۰۰۰ موشک دوربرد قابل استفاده علیه اسرائیل در اختیار دارد.

اما با روشن شدن سرعت بازسازی تولید موشکی، اهمیت این بحث کمتر شده است. به نوشته جروزالم پست، اکنون مسئله اصلی این است که ایران با چه سرعتی می‌تواند ذخایر موشکی خود را دوباره افزایش دهد.

احتمال بازگشت تهدید موشکی تا ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸

گزارش جروزالم پست می‌گوید، اگر ایران بتواند به تولید ماهانه ۱۰۰ تا ۳۰۰ موشک بازگردد، ممکن است زرادخانه موشکی خود را تا اوایل یا میانه سال ۲۰۲۷ به سطح ژوئن ۲۰۲۵ برساند. بر اساس این ارزیابی، ایران ممکن است در سال ۲۰۲۸ دوباره به سطحی از توان موشکی برسد که برای اسرائیل تهدیدی بازدارنده و پرهزینه ایجاد کند.

حتی اگر سرعت تولید ایران به این میزان نرسد، ادامه روند فعلی می‌تواند طی چند سال تهدید موشک‌های بالستیک ایران را دوباره به یکی از نگرانی‌های اصلی اسرائیل تبدیل کند.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

این روزنامه می‌نویسد، ارزیابی تازه احتمالا بر تصمیم‌های راهبردی اسرائیل اثر خواهد گذاشت؛ از جمله اینکه آیا حمله دیگری علیه ایران ضروری خواهد بود یا نه، فارغ از وضعیت مذاکرات درباره تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای.

در عین حال، جروزالم پست احتمال داده که اسرائیل ممکن است در موضوع موشک‌های بالستیک موقتا چشم‌پوشی کند، زیرا دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا نشان داده که تمرکز اصلی او این پرونده نیست و ممکن است اسرائیل ترجیح دهد کاهش تهدید هسته‌ای تهران را در اولویت قرار دهد.

ارتش اسرائیل در پاسخ به گزارش جروزالم پست گفت، در جریان جنگ، به مجموعه‌ای از اجزای مرکزی توان نظامی ایران آسیب جدی وارد کرده و هم توان استفاده جمهوری اسلامی از بخشی از قابلیت‌هایش و هم توان بازسازی و رساندن آن‌ها به همان سطح و سرعت پیش از جنگ را تضعیف کرده است.

ارتش اسرائيل می‌گوید، از آن زمان تاکنون تلاش‌های ایران برای بازیابی و بازسازی توان نظامی خود را به‌طور مستمر دنبال می‌کند و ارزیابی‌های خود را بر اساس تحولات واقعی به‌روز می‌سازد.

ارتش در عین حال اعلام می‌کند، نمی‌تواند ارزیابی مشخصی درباره سرعت بازسازی نظامی ایران ارائه دهد، زیرا انتشار چنین جزئیاتی ممکن است منابع و روش‌های اطلاعاتی ارتش را افشا کند.

تعطیلی هتل هیلتون گراون‌بروخ در پی تحریم‌ علیه علی انصاری

هتل هیلتون در منطقه گراون‌بروخ در افن‌باخ آلمان تا اطلاع ثانوی تعطیل است. روزنامه “هسن‌شاو” گزارش داده که این وضعیت پیامد تحریم‌های اتحادیه اروپا به دلیل ارتباطات اقتصادی با علی انصاری، تاجر مرتبط با جمهوری اسلامی است.فعالیت یک شعبه هتل هیلتون در منطقه گراون‌بروخ در افن‌باخ (Offenbach) آلمان تا اطلاع ثانوی متوقف شده است. در همین راستا “هسن‌شاو” سایت خبری وابسته به شبکه اول تلویزیون آلمان گزارش داده که این وضعیت پیامد تحریم‌های اتحادیه اروپا به دلیل ارتباطات اقتصادی با علی انصاری، تاجر مرتبط با جمهوری اسلامی است.

در عین حال، ورنر کلبر، مدیرعامل هتل می‌گوید که نمی‌توان از تعطیلی صحبت کرد. او به هسن‌شاو می‌گوید: «فعالیت‌ها در پشت صحنه ادامه دارد. کارکنان به تعمیرات یا رسیدگی به فضای سبز می‌پردازند تا هتل بتواند در سریع‌ترین زمان ممکن فعالیت عادی خود را از سر بگیرد. زیرا هدف همین است.»

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

اما از سوی دیگر، کلبر تایید می‌کند که در حال حاضر امکان پذیرش مهمان وجود ندارد. مدیر هتل برای توصیف وضعیت مالی می‌گوید: «دیگر حتی نمی‌توانیم نان سفارش بدهیم. در حال حاضر ارائه خدمات معمول، چه به مهمانان و چه برای برگزاری مراسم، غیرممکن است. حساب‌های تجاری به دلیل تحریم‌های اتحادیه اروپا مسدود شده‌اند.»

بیشتر بخوانید: امپراتوری مجتبی خامنه‌ای در اروپا؛ هتل هیلتون زیر ذره‌بین

به گفته ورنر کلبر، صبح پنجشنبه هنوز حدود ۴۰ مهمان در هتل حضور داشتند. اگر آن‌ها بخواهند، در هتل‌های دیگر اسکان داده می‌شوند. مدیر هتل می‌گوید: «مهمانان در مجموع درک زیادی از شرایط نشان می‌دهند.»

او با اشاره به وضعیت کارکنان این هتل می‌گوید: «صبح همان روز، ۱۴۰ کارمند نیز در جریان وضعیت قرار گرفتند. کارکنان نگران از دست دادن شغل‌های خود هستند.»

ارتباط با تاجر مشمول تحریم‌های ایران برای هتل دردسرساز شد

عامل وضعیت کنونی، تصمیم اتحادیه اروپا برای قرار دادن علی انصاری، سرمایه‌گذار جنجالی وابسته به حکومت ایران، در فهرست افراد مشمول تحریم‌های ایران است. در توضیح این تصمیم، از جمله آمده است که انصاری از طریق شبکه‌ای از شرکت‌ها، دارایی‌ها و املاک قابل‌توجهی برای اعضای حکومت روحانیون ایران خریداری کرده و از این طریق از دولت دیکتاتوری ایران حمایت می‌کند که به نقض نظام‌مند حقوق بشر متهم است.

پیامد تحریم‌ها این است که دارایی‌ها و سایر “منابع اقتصادی” مسدود می‌شوند، حساب‌ها توقیف می‌شوند و همچنین نمی‌توان هیچ پولی در اختیار افراد فهرست‌شده قرار داد.

این وضعیت اکنون هتل هیلتون گراون‌بروخ را به بحران کشانده است. طبق ثبت تجاری، انصاری تا همین اواخر به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در دو شرکت در این محل سهام داشته است: شرکت Allsco GmbH که مالک ساختمان است و یک شرکت دیگر Allsco در گراون‌باخ که بهره‌برداری از هتل را بر عهده دارد. تحریم‌ها علیه انصاری باعث شده است حساب‌های این دو شرکت نیز مسدود و توقیف شوند.

این وضعیت حتی با وجود آن ادامه دارد که هر دو شرکت Allsco در پایان ماه ژوئیه درخواست ورشکستگی داده‌اند و تحت نظارت یک مدیر موقت ورشکستگی قرار گرفته‌اند که به‌عنوان امین، امور مالی را اداره می‌کند. کلبر مدیر هتل می‌گوید که در نهایت تعجب، حتی این مدیر امور ورشکستگی نیز به حساب امانی‌ای که خود ایجاد کرده و مسئول آن است دسترسی ندارد، این در حالی است که به گفته او این حساب هیچ ارتباطی با علی انصاری ندارد.

نهاد مسئول، یعنی مرکز اجرای تحریم‌ها، در پاسخ به پرسش هسن‌شاو حاضر نشده درباره این پرونده مشخص اظهارنظر کند و تنها به‌صورت کتبی اعلام کرده است که “مسدودسازی بر اساس مقررات تحریمی” دارایی‌ها، حتی اگر درباره شرکت‌ها روند ورشکستگی آغاز شده باشد، تغییری نمی‌کند. با این حال، آزادسازی مبالغ پولی با ارائه درخواست امکان‌پذیر است.

بیشتر بخوانید: افشای امپراتوری ۴۰۰ میلیون یورویی علی انصاری در اروپا

ورنر کلبر می‌گوید آن‌ها دقیقا برای چنین استثنایی درخواست داده بودند، زمانی که در ابتدای همین هفته در هتل یک لوله آب ترکید. اما این درخواست بی‌پاسخ ماند. بخش فنی هتل ناچار شد لوله ترکیده را به‌طور موقت تعمیر کند، زیرا مشخص نبود چگونه می‌توان هزینه یک شرکت تخصصی را پرداخت کرد.

با این حال، دست‌کم حقوق ماه ژوئیه کارکنان با کمک موسوم به “پول ورشکستگی” پرداخت شد. کلبر درباره ماه اوت به هسن‌شاو می‌گوید که نسبت به بهبود وضعیت “خوش‌بین” هستند.

بر اساس گزارش این رسانه آلمانی، هتل ‌زنجیره‌ای هیلتون مستقر در ایالات متحده، پیش از این، قرارداد خود را با این هتل در ایالت هسن آلمان فسخ کرده بود. این در حالی است که همکاری آن‌ها تنها حدود دو سال پیش آغاز شده بود.

انصاری فعالیت‌های اقتصادی به نفع مجتبی خامنه‌ای را رد کرده است

به نوشته این روزنامه، در این مورد نیز دلیل آن، تحریم‌ها علیه علی انصاری بوده است که از سوی مقام‌های ایالات متحده وضع شده بودند. آن‌ها حتی انصاری را متهم می‌کنند که فعالیت‌های مالی غیرقانونی را پنهان کرده است، از جمله فعالیت‌هایی که به نفع رهبر کنونی جمهوری اسلامی، مجتبی خامنه‌ای، بوده‌اند.

با وجود وضعیت آشفته کنونی، مدیر هتل می‌گوید که تلاش می‌کند در سریع‌ترین زمان ممکن فعالیت عادی هتل و پذیرش مهمانان را از سر بگیرد و پس از خروج قریب‌الوقوع هیلتون، این کار را با نام خود هتل ادامه دهد.

مراحل بعدی به گفته او، فروش ملک هتل و یافتن بهره‌بردار جدید خواهد بود. او در پاسخ به این پرسش که علی انصاری از همه این اتفاقات تا چه حد مطلع است می‌گوید که هیچ تماسی با انصاری ندارد.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

خود انصاری اتهام‌های مطرح‌شده علیه خود را رد کرده و به‌ویژه هرگونه نزدیکی به رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنه‌ای را تکذیب کرده است. او در عین حال اعلام کرده بود که علیه تحریم‌های بریتانیا که در پایان سال گذشته علیه او وضع شده بودند، درخواست تجدیدنظر خواهد داد. اکنون مشخص شده است که آن تحریم‌ها تنها آغاز ماجرا بوده‌اند و ابعاد این پرونده احتمالا به مراتب گسترده‌تر از این است.

بر اساس اسناد ثبتی شرکت‌ها که توسط روزنامه فایننشال تایمز (FT) بررسی شده، علی انصاری، که خانواده‌اش بانک ورشکسته “آینده” را در ایران تاسیس کرده بودند، مجموعه‌ای از املاک لوکس، از یک اقامتگاه گلف در جزیره اسپانیایی مایورکا گرفته تا هتل اسکی در اتریش را در اختیار دارد.

بریتانیا پیش از این و پس از فروپاشی بانک آینده، انصاری را به دلیل تامین مالی “فعالیت‌های خصمانه” توسط نیروی سپاه پاسداران تحریم کرد، او را “بانکدار و تاجر فاسد ایرانی” نامید و دارایی‌های ملکی او در لندن به ارزش بیش از ۱۵۰ میلیون پوند را مسدود کرد.

بحرین، عربستان و مصر حمله به دو نفتکش امارات را محکوم کردند

حمله به کشتی‌های امارات متحده عربی در تنگه هرمز نه تنها از سوی این کشور که از سوی عربستان سعودی، بحرین و مصر نیز محکوم شده است. عربستان در بیانیه خود این رویداد جزیی از حملات مکرر ایران به نفتکش‌ها و کشتی‌ها خوانده است.خبرگاه دویچه وله فارسی مجموعه‌ای خبری از موضوعات و تحولات روز ایران، منطقه، آلمان و جهان در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و غیره است.

در “خبرگاه” می‌توانید رویدادهای متنوع را به شکلی کوتاه و فشرده دنبال کنید.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

بحرین، عربستان و مصر حمله به دو نفتکش امارات را محکوم کردند
حمله به کشتی‌های امارات متحده عربی در تنگه هرمز نه تنها از سوی این کشور که از سوی عربستان سعودی، بحرین و مصر نیز محکوم شده است.

وزارت أمور خارجه عربستان سعودی جمعه ۱۴ اوت (۲۳ مرداد) با انتشار بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن حمله به دو کشتی اماراتی متعلق به شرکت “ادنوک”، آن را تشدید تنشی خطرناک و تهدیدی مستقیم برای امنیت و سلامت کشتیرانی خواند.

این وزارتخانه در بیانیه خود جمهوری اسلامی را مسئول دانسته و تصریح کرد که این رویداد جزیی از حملات مکرر ایران به نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری در منطقه است.

وزارت خارجه عربستان سعودی ایران را فراخواند تا فورا به نقض قوانین بین‌المللی پایان داده و به آن‌ها احترام بگذارد. ریاض از تهران خواست تا آزادی و امنیت کشتیرانی در آب‌های بین‌الملل را رعایت کند.

عربستان سعودی در بیانیه خود همچنین با اعلام همبستگی کامل خود با امارات متحده، تصریح کرد که در کنار این کشور ایستاده و از تمامی اقداماتی که امارات برای حفظ حاکمیت، امنیت و دارایی‌های خود انجام خواهد داد، پشتیبانی می‌کند.

وزارت خارجه بحرین نیز در بیانیه‌ای، حمله جمهوری اسلامی به دو نفتکش امارات متحده عربی هنگام عبور از تنگه هرمز را شدیدا محکوم کرد.

این وزارتخانه در بیانیه خود از “حمله‌ای تروریستی” سخن گفته و آن را “نقض آشکار قواعد حقوق بین‌الملل، کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریاها و قطعنامه‌های مرتبط شورای امنیت، از جمله قطعنامه ۲۸۱۷، و قطعنامه‌های سازمان بین‌المللی دریانوردی” دانست.

وزارت خارجه بحرین همچنین بر همبستگی کامل این کشور با امارات متحده عربی و حمایت کامل از اقدامات این کشور برای حفظ امنیت، ثبات و منافع حیاتی خود تاکید کرد.

وزارت خارجه مصر هم در بیانیه‌ای حمله به دو کشتی امارات متحده عربی در تنگه هرمز را محکوم کرد و خواستار توقف همه اقداماتی شد که امنیت و ایمنی کشتیرانی بین‌المللی را تهدید می‌کند.

این وزارتخانه در بیانیه خود بر لزوم احترام به قوانین بین‌المللی برای کمک به کاهش تنش‌ها و حفظ امنیت و ثبات منطقه تاکید کرد.

از سوی دیگر جاسم البدیوی، دبیرکل شورای همکاری خلیچ فارس نیز حمله “خشونت‌بار” جمهوری اسلامی به دو نفتکش اماراتی را به شدت محکوم کرد و گفت، «هدف قرار دادن مکرر کشتی‌‌ها و تأسیسات غیرنظامی، تنش‌‌ها را به شکلی غیر قابل قبول تشدید کرده و نقض جدی حقوق بین‌الملل تلقی می‌شود.»

به گزارش شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) دو شناور این شرکت شامگاه پنج‌شنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) هنگام عبور از تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفتند، اما به کسی آسیب نرسید.

وزارت امور خارجه امارات متحده عربی تهران را مسئول این رویداد دانست و “حمله خصمانه” جمهوری اسلامی محکوم کرد. این وزارتخانه سپاه پاسداران را متهم کرد که با هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری و استفاده از تنگه هرمز برای اعمال فشار اقتصادی، امنیت منطقه و جریان جهانی انرژی را تهدید می‌کند.

حمله پهپادی به یک نفتکش در هنگام خروج از تنگه هرمز
مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا (UKMTO) جمعه ۱۴ اوت (۲۳ مرداد) اعلام کرد، یک نفتکش هنگام خروج از تنگه هرمز مورد حمله‌ای پهپادی قرار گرفته و دچار خساراتی جزئی شده است.

طبق اعلام این مرکز همه خدمه نفتکش مزبور در سلامت به سر می‌برند و در پی این حمله پهپادی نیز آسیب‌های زیست‌محیطی گزارش نشده است.

خبر مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا در رابطه با این حمله امروز جمعه منتشر شده، اما گفته می‌شود که این حمله روز پنجشنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) ساعت ۱۵ و ۵۲ دقیقه به وقت گرینویچ روی داده است.

در گزارش این مرکز جزییاتی در مورد نام نفتکش آسیب‌دیده و همچنین عامل این حمله پهپادی ذکر نشده است. مرکز عملیات تجارت دریایی بریتانیا از کشتی‌ها خواسته است تا با احتیاط حرکت کرده و فعالیت‌های مشکوک را به اطلاع این نهاد برسانند.

خبر این حمله پهپادی تازه در حالی منتشر می‌شود که شرکت اطلاعات کشتیرانی کپلر از افزایش تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز خبر داده است. این مؤسسه که رفت‌وآمد شناورها را ردیابی می‌کند، اعلام کرد در روز پنجشنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) ۹ کشتی از تنگه هرمز عبور کردند. یک روز پیش از آن تنها عبور ۵ کشتی از طریق تنگه هرمز ثبت شده بود.

اکسیوس از سفر کوشنر به اسرائیل برای گفت‌وگو در باره “طرح غزه” خبر داد
جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ که به عنوان فرستاده ویژه رئیس جمهور آمریکا نیز فعالیت دارد، قرار است در هفته آتی برای گفت‌وگو در باره “طرح غزه” راهی اسرائیل شود.

سایت خبری اکسیوس این خبر را با نقل از منابع آگاه منتشر کرده است. این، نخستین سفر کوشنر به اسرائیل از ماه ژانویه سال جاری میلادی خواهد بود.

در این میان تایمز اسرائیل گزارش داده که “هیات صلح” ترامپ سفر آتی کوشنر به اسرائیل را تآیید کرده و گفته است که وی پیش از سفرش به اسرائیل در قاهره توقف خواهد داشت تا با مقامات مصری نیز گفت‌وگو و رایزنی کند.

یک مقام آمریکایی به تایمز اسرائیل گفت که نیکولای ملادنوف و تونی بلر، دو تن از اعضای ارشد “هیات صلح” ترامپ نیز کوشنر را در این سفر همراهی خواهند کرد. این مقام افزود: «ما در اسرائیل به گفت‌وگوهای سازنده خود ادامه خواهیم داد تا بتوانیم طرح صلح ۲۰ ماده‌ای رئیس جمهور [ترامپ] را به پیش ببریم.»

پیشتر نیز هیأت صلح طرح ۱۵ ماده‌ای در رابطه با عقب‌نشینی اسرائیل از غزه و خلع سلاح حماس ارائه کرده بود که اجرای آن در هاله‌ ابهام قرار دارد.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، یکشنبه گذشته طرح مزبور را رد و تصریح کرد، ارتش اسرائیل تا خلع سلاح واقعی حماس هیچ عقب‌نشینی نخواهد کرد. حماس نیز خلع سلاح خود را منوط به عقب‌نشینی اسرائیل از غزه می‌داند.

کپلر از افزایش تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز خبر داد
بر اساس داده‌های شرکت اطلاعات کشتیرانی کپلر که رفت‌وآمد شناورها را ردیابی می‌کند، تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز در روز پنجشنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) افزایش یافته است.

به گفته این مؤسسه در روز پنجشنبه ۹ کشتی از تنگه هرمز عبور کردند. این رقم در مقایسه با روز پیش از آن (۲۱ مرداد) به مراتب بیشتر است. در روز چهارشنبه تنها عبور ۵ کشتی از طریق تنگه هرمز ثبت شده بود.

آنگونه که کپلر اعلام کرده است، از مجموع ۹ کشتی که پنجشنبه موفق به تردد شدند، پنج کشتی وارد خلیج فارس شده و چهار کشتی نیز به سمت خلیج عمان حرکت کردند. به گفته این مؤسسه ردیابی، “اکثر این ترددها از مسیر کشتیرانی ایران صورت گرفته است”.

بیشتر بخوانید: پس از تنگه هرمز؛ مقصد بعدی بحران خاورمیانه کجاست؟

طبق گزارش كپلر روز پنجشنبه ۱۹ کشتی باری با سیستم‌های موقعیت‌یاب فعال از تنگه باب ‌المندب عبور کردند که این، در مقایسه با ۲۰ کشتی عبوری در روز چهارشنبه، وضعیت تقریبا باثباتی را نشان می‌دهد.

انتشار این ارقام تازه در حالی است که تهران و واشنگتن هر یک همچنان مدعی هستند، کنترل تنگه هرمز را در دست دارند. حسین طائب ، فرمانده تازه منصوب‌شده بسیج، روز پنجشنبه ادعا کرد که تنگه هرمز “تحت کنترل و مدیریت ایران” است. آمریکا نیز در همین روز مدعی شد که قادر به حفظ محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی برای زمانی نامحدود است.

تأکید آمریکا و استرالیا بر جلوگیری از دستیابی ایران بر سلاح هسته‌ای
آنتونی آلبانیزی، نخست‌وزیر استرالیا، در تماسی تلفنی با دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا دستیابی احتمالی ایران به سلاح هسته‌ای را خطری بزرگ برای منطقه دانست. این تماس پنجشنبه‌شب ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) انجام گرفت.

نخست‌وزیر استرالیا این تماس را که پیمان دفاعی آکوس و همچنین تعرفه‌های وضع‌شده از سوی واشنگتن دیگر موضوعات مهم آن بود، “صمیمانه و سازنده” توصیف کرد.

به گفته او، هر دو طرف بر این مسئله تأکید داشتند که نباید به جمهوری اسلامی “اجازه داده شود به سلاح هسته‌ای دست یابد”.

آلبانیزی به عملکرد جمهوری اسلامی در جنگ اشاره کرد و گفت، ایران افزون بر درگیری با آمریکا و اسرائیل، به تعدادی از کشورهای منطقه، از جمله امارات متحده عربی، حمله کرده است.

او در تماس با ترامپ در عین حال تصریح کرد که استرالیا به پایان جنگ امیدوار است. این کشور در حال حاضر با بهای بالای نفت و بنزین دست و پنجه نرم می‌کند و بازگشایی تنگه هرمز بحران کنونی حاکم در استرالیا در زمنیه قیمت سوخت را دست کم تا‌ اندازه‌ای رفع خواهد کرد.

امارات متحده حمله ایران به دو شناور این کشور را محکوم کرد
به گزارش شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) دو شناور این شرکت شامگاه پنج‌شنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) هنگام عبور از تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفتند، اما به کسی آسیب نرسید.

وزارت امور خارجه امارات متحده عربی تهران را مسئول این رویداد دانست و “حمله خصمانه” جمهوری اسلامی محکوم کرد. این وزارتخانه سپاه پاسداران را متهم کرد که با هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری و استفاده از تنگه هرمز برای اعمال فشار اقتصادی، امنیت منطقه و جریان جهانی انرژی را تهدید می‌کند.

بیشتر بخوانید: آیا تنگه هرمز تنها راه خروج نفت از خلیج فارس است؟

وزارت خارجه جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران بلافاصله به این اتهام‌ها واکنش نشان ندادند.

خبرگزاری دولتی امارات متحده به نقل از وزارت خارجه این کشور گزارش داد که اوضاع تحت کنترل درآمده، است. مقام‌های اماراتی جزئیاتی درباره شناورها، محموله‌های آنها یا خسارت احتمالی منتشر نکرده‌اند.

ونس: کاهش قیمت نفت اولویت نخست ترامپ در جنگ با ایران است
هنگامی که دونالد ترامپ در ماه فوریه جنگ علیه جمهوری اسلامی را آغاز کرد، نابودی برنامه هسته‌ای ایران بالاترین اولویت اعلام شده بود. بنا بر اظهارات تازه معاون او اما به نظر می‌رسد که اولویت‌ها تغییر کرده است.

جی‌دی ونس، معاون ریاست جمهوری ایالات متحده، تصریح کرد که پایین نگه ‌داشتن بهای نفت و بنزین برای شهروندان آمریکا اولویت نخست دولت دونالد ترامپ در جنگ با جمهوری اسلامی است و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای پس از آن قرار دارد.

او پنجشنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) در گفت‌وگو با شبکه خبری فاکس نیوز ابراز اطمینان کرد که واشنگتن به هر دو هدف خود دست خواهد یافت.

ونس در این رابطه تصریح کرد: «با اطمینان می‌توانم بگویم که به باور من، آمریکا در نهایت دست قوی‌تری در این ماجرا خواهد داشت، ایران به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت و وضعیت تنگه هرمز هم به گونه‌ای خواهد شد که قیمت‌های گاز و نفت برای مردم آمریکا ثبات پیدا خواهد کرد.»

بیشتر بخوانید: آیا تنگه هرمز تنها راه خروج نفت از خلیج فارس است؟

او یکی از معضلات را این دانست که “ایرانی‌ها گاهی تعهداتی می‌دهند اما به آن‌ها پایبند نمی‌مانند، توافق می‌کنند اما آن را رعایت نمی‌کنند”.

معاون رئیس جمهور آمریکا در این مصاحبه درباره راهکارهای ممکن گفت: «متوجه نکته مربوط به ماهیت پر از نوسان و بی‌ثبات این موضوع هستم اما به گمان من راه‌ها و ابزارهای زیادی برای عملی کردن اهدافمان داریم. اما گاهی تمرکزمان را روی موضوع انرژی می‌گذاریم چون می‌خواهیم آمریکایی‌ها از پس قیمت نفت و گاز برآیند. طبیعتا گاهی هم بر جنبه نظامی موضوع تمرکز می‌کنیم. گاهی هم توان خود را روی برنامه هسته‌ای ایران صرف می‌کنیم.»

اظهارات ونس در مورد برخورداری آمریکا از ابزارهای متعدد در حالی است که منتقدان و کارشناسان بر این باورند که دولت ترامپ برنامه‌ای و راهکاری مشخص برای پایان جنگ با جمهوری اسلامی ندارد.

گفت‌وگوی بن‌ سلمان و فرمانده سنتکام در باره همکاری‌های دفاعی
رسانه‌های سعودی گزارش دادند که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی ، پنجشنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) با برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) دیدار و گفت‌وگو کرده است.

بنا بر این گزارش‌ها، همکاری‌های دفاعی واشنگتن و ریاض و همچنین تلاش‌ها برای کاهش تنش‌ها در منطقه محورهای این ملاقات بوده است.

بیشتر بخوانید: پیمان دفاعی مکه؛ ابزار دیپلماسی یا ائتلاف نظامی علیه تهران؟

در گزارش رسانه‌ها جزئیات دقیق و بیشتری درباره محورهای همکاری دفاعی یا راهکارهای مطرح‌شده برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای منتشر نشده است.

دیدار شاهزاده عربستان سعودی و فرمانده سنتکام در حالی برگزار شده که تنش‌های منطقه‌ای همچنان ادامه دارد و ریاض می‌کوشد از گسترش بیشتر آتش جنگ به منطقه خلیج فارس جلوگیری کند.

سنتکام گزارش‌ها درباره مرگ هفت ملوان ناو آبراهام لینکلن را رد کرد
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، گزارش‌ها درباره کشته‌شدن هفت ملوان در درگیری فیزیکی در ناو هواپیمابر “یواس‌اس آبراهام لینکلن” و افزایش مواردی که خدمه این ناو به فکر خودکشی هستند را تکذیب کرد.

سنتکام پنجشنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) با انتشار اطلاعیه‌ای در شبکه ایکس (توئیتر سابق) اعلام کرد که “هیچیک از نیروهای مستقر در این ناو هواپیمابر” جان خود را از دست نداده است. این فرمانده نهاد نظامی افزود، تنها ملوانی که در تاریخ ۳ اوت (۱۲ مرداد) به دریا افتاد، به سرعت و به سلامت نجات یافت.

در اطلاعیه فرماندهی مرکزی ایالات متحده همچنین آمده است که “نرخ تمدید خدمت خدمه این ناو ۸۴.۴ درصد است و از بالاترین نرخ‌ها در میان ناوهای هواپیمابر نیروی دریایی آمریکا محسوب می‌شود”.

سنتکام اعلام کرد که خدمه گروه ضربتی ناو یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن پس از بیش از ۲۶۰ روز حضور در آب‌ها، انجام ۱۰ هزار پرواز و استفاده از یک میلیون و ۵۰۰ هزار پوند مهمات، همچنان به ماموریت خود ادامه می‌دهند.

این نهاد “انتشار گزارش‌های نادرست” در باره مأموریت این ناو هواپیمابر را “اقدامی علیه نیروهای نظامی و خانواده‌های آنها” توصیف کرد.

بسنت از اقدامات اقتصادی “بی‌سابقه” آمریکا علیه ایران خبر داد
اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده پنجشنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) اعلام کرد که آمریکا قصد دارد اقداماتی اقتصادی را علیه جمهوری اسلامی را به اجرا گذارد و ایران را به انزوایی بکشاند که در تاریخ اقتصاد “بی‌سابقه” خواهد بود.

او در گفت‌وگو با شبکه خبری نیوزمکس اضافه کرد که جزئیات و اقدامات بیشتری هفته آینده منتشر خواهد شد.

وزیر خزانه‌‌داری آمریکا در این گفت‌وگو تصریح کرد که این سیاست “ترکیبی از انزوای شدید اقتصادی و ادامه محاصره در تنگه هرمز” خواهد بود؛ محاصره‌ای که بنا بر اظهارات او جلوی ورود هرگونه کالا به بنادر ایران یا خروج آن از این بنادر را خواهد گرفت.

به گفت بسنت این رویکرد اعمال دو اهرم را دربرخواهد گرفت: افزایش فشار مالی [بر جمهوری اسلامی] و انسداد بنادر به طور عملی.

وزیر خزانه‌داری آمریکا جزئیات بیشتری درباره نوع اقدامات اقتصادی، زمان دقیق اجرای آنها یا نهادها و بخش‌های هدف ارائه نکرد.

اظهارات تازه بسنت در مورد انزوای “بی‌سابقه” ایران در تناقض با سخنانی است که او در ۴ اوت (۱۳ مرداد) بیان کرده بود.

او در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌بی‌سی گفته بود که توافق با جمهوری اسلامی بر سر بازگشایی تنگه هرمز ظرف تنها چند روز می‌تواند حاصل شود. این گفته وزیر خزانه‌داری آمریکا سبب افزایش کاهش نفت و بهبود وضعیت بورس نیویورک شده بود.

“اکسپرس خزر” مسیر تدارکاتی محرمانه روسیه برای کمک به ایران

تلگراف با انتشار گزارشی از راه‌اندازی یک مسیر تدارکاتی محرمانه از طریق دریای خزر به ایران توسط روسیه خبر داد. طبق این گزارش، مسکو پیش‌تر در جریان جنگ داخلی سوریه نیز از چنین الگویی برای حمایت از اسد استفاده کرده بود.نشریه بریتانیایی تلگراف با انتشار گزارشی از راه‌اندازی یک مسیر تدارکاتی محرمانه از طریق دریای خزر به ایران توسط روسیه خبر داده است. طبق این گزارش، مسکو پیش‌تر در جریان جنگ داخلی سوریه نیز از چنین الگویی برای حمایت از اسد استفاده کرده و یک مسیر تدارکاتی دریایی به راه انداخته بود که از طریق آن، از حکومت بشار اسد پشتیبانی می‌کرد.

این مسیر در آن زمان، گاه “اکسپرس سوریه” نامیده می‌شد. این کریدور تدارکاتی نزدیک به حدود یک دهه، میان کریمه و بندر طرطوس سوریه فعال بود و به مسکو امکان می‌داد نیروهای اعزامی خود را به رغم تحریم‌های غرب و فشارهای دیپلماتیک تقویت کند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

ترکیه پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، تنگه بسفر را به روی کشتی‌های جنگی بست و به این ترتیب این مسیر به‌شدت محدود شد. با پایان حکومت بشار اسد در سوریه در سال ۲۰۲۴، این شریان حیاتی نیز به‌طور کامل قطع شد. اکنون روسیه همین رویکرد را در دریای خزر تکرار کرده و این دریای محصور در خشکی را به ستون فقرات لجستیکی شراکت نظامی خود با حکومت ایران تبدیل کرده است.

بیشتر بخوانید: ان‌بی‌سی: روسیه اطلاعات امنیتی در اختیار ایران می‌گذارد

به گفته کارشناسان نظامی، پیامدهای راهبردی این تحول با گسترش “جنگ خلیج فارس سوم” در منطقه بیش از پیش آشکار می‌شود. اوایل سال جاری، اسرائیل حملاتی هوایی به پایگاه دریایی ایران در بندرانزلی در ساحل دریای خزر انجام داد و تاسیسات بندری و چند قایق را منهدم کرد.

این نخستین مورد استفاده اسرائیل از نیروی هوایی در منطقه خزر به شمار می‌رفت. افزون بر این، در اواخر ژوئیه نیز اوکراین با پهپاد به یک کشتی تجاری ایرانی در دریای خزر حمله کرد که در نتیجه آن یک ملوان کشته شد. این حمله حتی حکومت ایران را بر آن داشت که حملات تلافی‌جویانه علیه بندر اودسای اوکراین را نیز بررسی کند.

حکومت ایران شریکی راهبردی و مهم برای روسیه

ایران، از زمانی که پوتین در سال ۲۰۲۲ تهاجم روسیه علیه اوکراین را گسترش داد، به یکی از متحدان ضروری مسکو تبدیل شده است. جمهوری اسلامی موشک‌های بالستیک و موشک‌های پدافند هوایی از جمله صدها موشک کوتاه‌برد فاتح-۳۶۰ و ۲۰۰ موشک زمین‌به‌هوا به ارزش ۲.۷ میلیارد دلا به روسیه تحویل داده است.

از دیگرسو، روسیه نیز از اواخر سال ۲۰۲۱ تاکنون بیش از ۴ میلیارد دلار برای تجهیزات نظامی جمهوری اسلامی هزینه کرده است. جمهوری اسلامی در عین حال، قطعات اصلی و فناوری لازم برای ناوگان پهپادهای شاهد روسیه را فراهم کرد و به مسکو در ایجاد تاسیسات تولیدی در منطقه ویژه اقتصادی آلابوگا کمک کرد تا امکان ساخت سالانه تا ۶ هزار فروند پهپاد فراهم شود.

بر اساس گزارش‌ها، چهار بندر ایرانی در دریای خزر به‌صورت شبانه‌روزی برای واردات گندم، خوراک دام و نفت فعالیت می‌کنند. دلیل آن این است که ایران به دلیل محاصره تنگه هرمز از سوی ایالات متحده، جریان‌های حیاتی تجاری خود را تغییر داده است.

همزمان در شمال دریای خزر، بندر اولیای روسیه به مهم‌ترین مرکز انتقال محموله برای واردات قطعات پهپاد و مهمات ایرانی تبدیل شده است. در نتیجه، هم روسیه و هم ایران برای پیشبرد تلاش‌های جنگی خود به دریای خزر، به‌عنوان یک شریان تدارکاتی ضروری در خشکی، وابسته شده‌اند.

دریای خزر؛ “دژ نظامی محافظت‌شده” روسیه در برابر غرب

روسیه دهه‌هاست که دریای خزر را به‌مثابه “دژی” محافظت‌شده و خارج از دسترس غرب می‌بیند. نیروهای دریایی روسیه در سال ۲۰۱۵ از آنجا موشک‌های کروز کالیبر را به مواضع مخالفان اسد در سوریه شلیک کردند و اخیرا نیز از همین منطقه علیه اوکراین استفاده کرده‌اند.

همچنین سلاح جدید روس‌ها، موشک بالستیک اورشنیک نیز در حمله به اوکراین به کار گرفته شده است. از آنجا که دریای خزر به آب‌های آزاد راه ندارد، قدرت دریایی ایالات متحده اصولا نمی‌تواند مانع از آن شود که روسیه محموله‌های خود را به ایران برساند.

محموله‌های روسی در غیر این صورت باید از تنگه هرمز عبور می‌کردند. به عبارت دیگر، از مسیری که اکنون، نیروی دریایی ایالات متحده آن را مسدود کرده است.

بیشتر بخوانید: سنای آمریکا تحریم روسیه را تشدید و تحریم ایران را تمدید کرد

به نظر می‌رسد که “اکسپرس خزر”، یک واقعیت جغرافیایی است که به طور کلی با جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی گسترده‌تر مسکو همخوانی دارد.

گزارش تلگراف در ادامه می‌نویسد دریای خزر به بخش مرکزی یک کریدور حمل‌ونقل شمال به جنوب تبدیل می‌شود که روسیه، جمهوری آذربایجان، ایران و در نهایت هند را به یکدیگر متصل می‌کند و در عین حال از گلوگاه‌های دریایی تحت کنترل غرب مستقل می‌ماند. به این ترتیب، مسکو و تهران “با ایجاد یک شبکه لجستیکی اوراسیایی درون‌قاره‌ای، قدرت دریایی غرب را تضعیف می‌کنند”.

این گزارش در ادامه می‌نویسد که از این رو، ایجاد اختلال در این مسیرهای تدارکاتی اهمیت فوری‌تری یافته است، زیرا مسکو در جریان آتش‌بس‌های اخیر در مناقشه میان ایران و ایالات متحده در خلیج فارس ، به‌طور فعال توانمندی‌های تهاجمی ایران را بازسازی کرده است.

در بخش دیگری از گزارش تلگراف آمده است: «مقام‌های ایالات متحده به نیویورک تایمز گفته‌اند روسیه به ایران کمک کرده است ذخایر خود را پس از آن‌که در جریان جنگ۶۰ درصد از زرادخانه پهپادی‌اش را از دست داد، دوباره تکمیل کند.»

تمهیدات احتمالی آمریکا برای مقابله با مسیر تدارکاتی روسیه

نویسنده گزارش با اشاره به گسترش ابعاد منطقه‌ای مناقشه ایران و ایالات متحده می‌افزاید: «دولت ترامپ باید تصمیم بگیرد آیا پیش از آن‌که اکسپرس خزر به ستون فقرات دائمی لجستیکی شراکت روسیه و ایران تبدیل شود، برای مقابله با آن اقدام خواهد کرد یا نه.»

دولت آمریکا پیش‌تر با حمایت از توافق صلح میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان و راه‌اندازی مسیر موسوم به “مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین‌المللی” (TRIPP)، زمینه دیپلماتیک را فراهم کرده است.

نویسنده تلگراف در ادامه گزارش خود پیشنهاد می‌کند که اکنون دولت آمریکا باید اقدامات بعدی خود را بر این موفقیت بنا کند و راهبردی منطقه‌ای تدوین کند که از تبدیل جمهوری آذربایجان به یک قدرت میانی نوظهور در قفقاز جنوبی بهره ببرد.

به باور نویسنده، این راهبرد همزمان باید به اوکراین امکان دهد بدون ایجاد خطر مشارکت مستقیم ایالات متحده، فشار نظامی بر “اکسپرس خزر” وارد کند.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

نویسنده با اشاره به این که “تاریخ نشان می‌دهد جنگ‌ها اغلب نه فقط در میدان نبرد، بلکه در امتداد مسیرهای تدارکاتی که آن‌ها را سرپا نگه می‌دارند، تعیین تکلیف می‌شوند” می‌نویسد: «اکسپرس سوریه جنگی را سال‌ها طولانی‌تر کرد. اکنون اکسپرس خزر از شراکت راهبردی روسیه و ایران و تلاش تهران برای دوام آوردن در جنگی با ایالات متحده که اکنون وارد ششمین ماه خود شده است، پشتیبانی می‌کند.»

نویسنده گزارش تلگراف در بخش پایانی گزارش خود می‌افزاید: «این که اکسپرس خزر همچنان شریان راهبردی مسکو به ایران باقی بماند یا در نهایت شکست بخورد، به راهبرد منطقه‌ای واشنگتن بستگی دارد. این راهبرد باید بتواند شکل‌گیری یک “کریدور ایران” جدید را به چالش بکشد و تلاش‌های روسیه برای تسلیح ایران را ناکام بگذارد.»

ناو جورج واشنگتن جایگزین ناو آبراهام لینکلن در خاورمیانه می‌شود

به گزارش شبکه سی‌ان‌ان ناو هواپیمابر جورج واشنگتن آب‌های اقیانوس آرام را به مقصد خاورمیانه ترک کرده تا جایگزین ناو آبراهام لینکلن شود. سنتکام پیشتر گزارش‌ها در مورد مرگ هفت ملوان این ناو را رد کرد.ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس جورج واشنگتن که تا کنون در اقیانوس آرام مستقر بوده و حدود ۱۰ روز پیش در بندری در ویتنام پهلو گرفته بود، راهی خاورمیانه شده است تا جایگزین ناو یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن شود. شبکه خبری سی‌ان‌ان این خبر را به نقل از یک مقام آمریکایی منتشر کرده است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام نیروی دریایی ایالات متحده که نامش فاش نشده، گزارش داد که ناو مزبور در راه خود به سمت خاورمیانه، به تنگه مالاکا رسیده است؛ تنگه‌ای که اقیانوس آرام را به اقیانوس هند متصل می‌کند.

به گفته این مقام، این تعویض از پیش برنامه‌ریزی شده بوده اما تاریخ انجام آن تا کنون مشخص نبود. جزییاتی بیشتر که ناو هواپیمابر جورج واشنگتن کی وارد منطقه خواهد شد، منتشر نگردیده اما گزارش شده که این ناو به همراه دو کشتی جنگی دیگر در حال عبور از تنگه سنگاپور دیده شدند.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

ناو هواپیمابر یواس‌اس جورج واشنگتن یکی از ناوهای کلاس نیمیتز نیروی دریایی آمریکا است که قابلیت حمل حدود ۹۰ هواپیما و بالگرد را دارد.

واکنش سنتکام به گزارش‌ها در مورد ناو آبراهام لینکلن

وضعیت خدمه ناو آبراهام لینکلن در روزهای اخیر بحث‌ها و نگرانی‌های فراوانی را به دنبال داشته است. رسانه‌های آمریکایی گزارش‌هایی در مورد کمبود مواد غذایی و اقلام ضروری، مشکلات آب و لوله‌کشی، شیفت‌های طولانی و وخامت وضعیت سلامت روان خدمه این ناو هواپیمابر منتشر کرده بودند.

فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، گزارش‌ها درباره کشته‌شدن هفت ملوان در درگیری فیزیکی در ناو هواپیمابر “یواس‌اس آبراهام لینکلن” و افزایش مواردی که خدمه این ناو به فکر خودکشی هستند را تکذیب کرد.

سنتکام پنجشنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) با انتشار اطلاعیه‌ای در شبکه ایکس (توئیتر سابق) اعلام کرد که “هیچیک از نیروهای مستقر در این ناو هواپیمابر” جان خود را از دست نداده است. این فرمانده نهاد نظامی افزود، تنها ملوانی که در تاریخ ۳ اوت (۱۲ مرداد) به دریا افتاد، به سرعت و به سلامت نجات یافت.

در اطلاعیه فرماندهی مرکزی ایالات متحده همچنین آمده است که “نرخ تمدید خدمت خدمه این ناو ۸۴.۴ درصد است و از بالاترین نرخ‌ها در میان ناوهای هواپیمابر نیروی دریایی آمریکا محسوب می‌شود”.

این نهاد “انتشار گزارش‌های نادرست” در باره مأموریت این ناو هواپیمابر را “اقدامی علیه نیروهای نظامی و خانواده‌های آنها” توصیف کرد.

درخواست‌ سناتورهای دموکرات

واکنش سنتکام به گزارش‌های منتشر‌شده در مورد وضعیت خدمه ناو مزبور در حالی است که پیش از آن، دو سناتور آمریکایی خواستار توضیح نیروی دریایی و انجام بازدیدی رسمی از این ناو شده بودند.

ریچارد بلومنتال، سناتور آمریکایی از حزب دموکرات، چهارشنبه ۱۲ اوت (۲۱ مرداد) در نامه‌ای به پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده خواستار ارائه توضیحات از سوی نیروی دریایی درباره شرایط موجود در ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن شده بود.

دویچه وله را در واتس‌اپ دنبال کنید

او در نامه خود به این اشاره کرده که ناو مزبور “بیش از ۲۵۰ روز است در ماموریت به سر می‌برد و بیش از ۲۰۰ روز است در هیچ نقطه‌ای در ساحل لنگر نیانداخته و به این ترتیب رکورد بیشترین تعداد روزهای متوالی در دریا را به ثبت رسانده است”.

این سناتور دموکرات از طولانی شدن چنین ماموریت‌هایی ابراز نگرانی کرد و در نامه خود به “گزارش‌های متعدد درباره کمبود اقلام ضروری، آلودگی آب، مشکلات لوله‌کشی، وخامت وضعیت سلامت روان، نگرانی‌های مربوط به ایمنی عرشه و دیگر مشکلات موجود” در این ناو هواپیمابر اشاره کرد.

از سوی دیگر روبن گالگو، یکی دیگر از سناتور‌های حزب دموکرات، با انتشار پیامی در شبکه ایکس (توئیتر سابق) خواستار “انجام یک بازدید رسمی نظارتی از ناو آبراهام لینکلن توسط هیاتی دوحزبی از سنای ایالات متحده جهت بررسی شرایط نگران‌کننده‌”‌ای شد که خبرساز شده‌اند.

گزارش‌های “گمراه‌کننده”

در این میان پیت هگست، وزیر دفاع ایالات متحده نیز به این گزارش‌ها واکنش نشان داده و آن‌ها را “کاملا گمراه‌کننده” خواند و تأكید کرد، همواره اطمینان حاصل می‌شود که نیاز‌های هریک از ناوها، کاپیتان‌ها و تک‌تک خدمۀ کشتی‌ها، بلافاصله رفع شود.

او با اشاره به طولانی شدن مأموریت ناو آبراهام لینکلن افزود: «مأموریت برخی از این افراد بیش از دیگران طول کشیده و من برایشان احترامی ویژه قائل هستم.»

بیشتر بخوانید: وال‌استریت ژورنال: آرایش تازه در تهران برای تقابل با ترامپ

ناو هواپیمابر یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن در ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵(مصادف با ۳۰ آبان ۱۴۰۴) از سن‌دیگو در ایالت کالیفرنیا برای انجام ماموریت در دریای جنوبی چین حرکت کرد، اما پیش از آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی، مسیر آن به سمت خاورمیانه تغییر پیدا کرد.

دوره مأموریت ناوها و ناوگروه‌ها به طور معمول شش تا نه ماه است، اما این دوره در شرایط جنگی قابلیت تمدید دارد.

بازگشت حسین طائب؛ مجتبی خامنه‌ای شبکه شخصی قدرت می‌سازد؟

حسین طائب، چهره امنیتی نزدیک به مجتبی خامنه‌ای، دوباره به ریاست سازمان بسیج بازگشته است؛ همان نهادی که نقشی کلیدی در کنترل خیابان داشت. حکم تازه او فقط یک انتصاب نظامی نیست.بازگشت حسین طائب به ریاست سازمان بسیج را نمی‌توان یک جابه‌جایی معمولی در ساختار سپاه دانست. او به نهادی بازگشته که جمهوری اسلامی در حساس‌ترین لحظه‌های امنیتی روی آن حساب می‌کند؛ از کنترل اعتراضات خیابانی گرفته تا نظارت بر دانشگاه، محله، اداره و مسجد.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

طائب پیش‌تر نیز در یکی از بحرانی‌ترین مقاطع پس از انقلاب، فرمانده بسیج بود. سال ۱۳۸۸، هم‌زمان با اعتراضات گسترده پس از انتخابات ریاست‌جمهوری، او در راس نهادی قرار داشت که در مهار خیابان و سرکوب جنبش سبز نقش جدی ایفا کرد. حالا دوباره به همان جایگاه بازگشته، اما در شرایطی متفاوت و شاید حساس‌تر؛ در دوره‌ای که جمهوری اسلامی پس از انتقال رهبری به مجتبی خامنه‌ای، بیش از هر زمان دیگر به شبکه‌های وفادار، منسجم و آماده مداخله نیاز دارد.

در حکم تازه طائب، بر عباراتی مانند “تقویت شبکه اطلاعات مردمی” و گسترش شعار “هر ایرانی، یک بسیجی” تاکید شده است. این واژه‌ها در زبان رسمی جمهوری اسلامی بی‌معنا یا تشریفاتی نیستند. وقتی از “شبکه اطلاعات مردمی” سخن گفته می‌شود، منظور فقط بسیج نیرو در روز بحران نیست. هدف، ساختن شبکه‌ای دائمی برای رصد جامعه است؛ شبکه‌ای که در مسجد، مدرسه، دانشگاه، اداره، محله و خیابان حضور داشته باشد و بتواند نشانه‌های نارضایتی را پیش از تبدیل شدن به اعتراض تشخیص دهد.

از همین زاویه، انتصاب طائب را باید بخشی از بازچینی امنیتی جمهوری اسلامی در دوره مجتبی خامنه‌ای دید. او برای چنین ماموریتی چهره‌ای تصادفی نیست. سابقه طولانی در وزارت اطلاعات، سپاه، سازمان اطلاعات سپاه، پرونده‌سازی، رقابت‌های درون‌حکومتی و مدیریت امنیتی دارد. نامش نیز سال‌ها در کنار مجتبی خامنه‌ای مطرح بوده است. بنابراین بازگشت او به بسیج می‌تواند نشانه انتقال بخشی از وزن امنیتی حکومت از ساختارهای پنهان اطلاعاتی به شبکه‌ای میدانی‌تر باشد؛ شبکه‌ای که مستقیم‌تر با جامعه و خیابان سر و کار دارد.

فرماندهی که فقط به بسیج برنگشته است

حسین طائب، متولد سال ۱۳۴۲ در تهران، از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های امنیتی جمهوری اسلامی است. در برخی روایت‌ها، از جمله گزارش‌هایی که در رسانه‌های حکومتی منتشر شده، نام اصلی او حسن عنوان شده و گفته شده حسین، برادر بزرگ‌ترش، در جنگ ایران و عراق کشته شده است. اما اهمیت طائب نه در این جزئیات زندگی‌نامه‌ای، بلکه در جایگاهی است که طی چند دهه در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی پیدا کرده است.

او پس از سال‌ها حضور در وزارت اطلاعات و سپس سپاه، در سال ۱۳۸۸ به فرماندهی بسیج رسید. همان سال، حکومت با اعتراضاتی روبه‌رو شد که یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های خیابانی جمهوری اسلامی پس از انقلاب بود. طائب بعدتر به سازمان اطلاعات سپاه رفت و ۱۳ سال در رأس یکی از قدرتمندترین نهادهای امنیتی حکومت قرار گرفت.

برکناری او از سازمان اطلاعات سپاه در سال ۱۴۰۱ پایان نقش‌آفرینی‌اش نبود. طائب از آن دسته چهره‌هایی است که حتی وقتی از یک منصب رسمی کنار می‌روند، شبکه‌ها، ارتباطات و نفوذ پشت‌پرده‌شان باقی می‌ماند. بازگشت او به بسیج نشان می‌دهد در محاسبات تازه قدرت، همچنان به تجربه، مهارت و شبکه امنیتی او نیاز هست.

پیوندی قدیمی با مجتبی خامنه‌ای

برای فهم اهمیت بازگشت طائب، باید رابطه او با مجتبی خامنه‌ای را جدی گرفت. این رابطه به سال‌هایی بازمی‌گردد که مجتبی هنوز جایگاه رسمی امروز را نداشت و طائب نیز به ریاست سازمان اطلاعات سپاه نرسیده بود.

محمد سرافراز، رئیس پیشین سازمان صداوسیما، پیش‌تر گفته بود پس از پیروزی محمد خاتمی در انتخابات سال ۱۳۷۶، جلساتی با حضور مجتبی خامنه‌ای برگزار می‌شد که در آن تحولات سیاسی کشور بررسی می‌شد. به گفته سرافراز، مجتبی خامنه‌ای جمع‌بندی این نشست‌ها را به علی خامنه‌ای منتقل می‌کرد. او همچنین از حلقه‌ای سخن گفته که خودش، مجتبی خامنه‌ای، حسین طائب و حسین فدایی در آن حضور داشتند. در روایت سرافراز، طائب در حاشیه همان جلسات گزارش‌های امنیتی و اطلاعاتی جداگانه‌ای به مجتبی می‌داد.

این روایت، رابطه طائب و مجتبی خامنه‌ای را از سطح همکاری اداری فراتر می‌برد. طائب فقط یک مقام امنیتی نبود که بعدها به کار مجتبی آمد. او از سال‌های اولیه شکل‌گیری شبکه سیاسی اطراف مجتبی در کنار او حضور داشت؛ زمانی که مجتبی هنوز در سایه دفتر پدرش در حال ساختن موقعیت سیاسی خود بود.

به همین دلیل، بازگشت طائب به بسیج را نمی‌توان فقط با نیاز سپاه به یک مدیر امنیتی توضیح داد. این انتصاب می‌تواند بخشی از چینش تازه نیروهای وفادار به مجتبی خامنه‌ای باشد؛ نیروهایی که هم سابقه شخصی با او دارند، هم توان عملیاتی برای کنترل جامعه و هم تجربه حضور در میدان رقابت‌های درون قدرت.

طائب در قلب جنگ قدرت

حسین رزاق، فعال سیاسی، در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید کنار گذاشتن طائب در دوره علی خامنه‌ای را می‌توان در چارچوب تلاش‌های مرتبط با مسیر قدرت‌گیری مجتبی خامنه‌ای تحلیل کرد. او البته تاکید می‌کند که این ارزیابی بر پایه مجموعه‌ای از روایت‌ها و نقل‌قول‌های موجود است، نه اسناد رسمی منتشرشده.

رزاق با اشاره به سخنان اخیر باقر خرازی می‌گوید احتمالا علی خامنه‌ای با رهبری مجتبی موافق نبوده است. با این حال، به باور او، طائب در تمام این سال‌ها کنار مجتبی ماند و برای تثبیت جایگاه او تلاش کرد.

از نگاه رزاق، پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، شبکه نزدیک به طائب توانست دوباره نفوذ خود را گسترش دهد. او معتقد است این شبکه در روندهای بعدی قدرت، از جمله در مجلس خبرگان، نقش مهمی داشت و در نهایت مسیر رسیدن مجتبی خامنه‌ای به رهبری را هموارتر کرد.

رزاق جایگاه تازه طائب را صرفا با عنوان ریاست بسیج نمی‌سنجد. به گفته او، طائب در نبرد تازه قدرت، در نقطه‌ای بالاتر از عنوان رسمی خود قرار گرفته است. تعبیر او این است که طائب بخشی از پروژه مجتبی خامنه‌ای است؛ یا شاید حتی مجتبی خامنه‌ای بخشی از پروژه طائب باشد.

این ارزیابی قطعی نیست و باید آن را در سطح تحلیل دید، نه واقعیت اثبات‌شده. اما نکته مهمی را برجسته می‌کند: بازگشت طائب در لحظه‌ای رخ داده که رهبری تازه هنوز به ابزارهای قابل اتکا برای تثبیت قدرت نیاز دارد. بسیج با گستردگی اجتماعی و جغرافیایی خود، می‌تواند یکی از مهم‌ترین این ابزارها باشد.

چرا بسیج برای رهبر تازه حیاتی است؟

مجتبی خامنه‌ای قدرت را از پدرش به ارث برده، اما انتقال قدرت در جمهوری اسلامی فقط انتقال عنوان نیست. علی خامنه‌ای طی چند دهه شبکه‌ای پیچیده از وفاداری، ترس، منفعت، نهادهای امنیتی، فرماندهان نظامی، روحانیون حکومتی و حلقه‌های اقتصادی ساخته بود. مجتبی خامنه‌ای برای تثبیت خود باید بخشی از این میراث را حفظ کند و هم‌زمان شبکه شخصی خودش را بسازد.

در این میان، بسیج جایگاهی ویژه دارد. سپاه و نهادهای اطلاعاتی بیشتر در سطح فرماندهی، عملیات و تصمیم‌سازی عمل می‌کنند، اما بسیج در سطح جامعه حضور دارد. پایگاه بسیج در محله، بسیج دانشجویی در دانشگاه، بسیج ادارات، بسیج مساجد و شبکه‌های محلی این نهاد، حکومت را به زندگی روزمره شهروندان وصل می‌کنند.

به همین دلیل، طائب در موقعیتی قرار گرفته که ممکن است برای رهبری تازه بسیار مهم‌تر از ظاهر عنوانش باشد. او به نهادی برگشته که هم توان سرکوب دارد، هم امکان جمع‌آوری اطلاعات محلی، هم قابلیت بسیج نیرو و هم ظرفیت ایجاد فشار اجتماعی. عبارت «تقویت شبکه اطلاعات مردمی» در حکم تازه نیز دقیقاً به همین کارکرد اشاره دارد.

در چنین مدلی، هدف حکومت فقط واکنش نشان دادن به اعتراض پس از آغاز آن نیست. هدف این است که قبل از خیابانی شدن بحران، نشانه‌های نارضایتی شناسایی شود. حکومت می‌خواهد بداند در محله، دانشگاه، اداره و شبکه‌های اجتماعی چه کسی ناراضی است، چه کسی فعال است، چه کسی با دیگران ارتباط می‌گیرد و چه کسی می‌تواند در لحظه بحران به تهدید تبدیل شود.

آخوند امنیتی در راس نیروی میدانی

وحید هروآبادی، روحانی شیعه نزدیک به محمود احمدی‌نژاد در دوره ریاست‌جمهوری او، طائب را از جنس روحانیانی می‌داند که در حوزه از آنان با عنوان “آخوند امنیتی” یاد می‌شود. او در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید این گروه از روحانیان با آخوندهای معمولی فرق دارند، چون شخصیت و کارکرد امنیتی پیدا کرده‌اند.

هروآبادی نام‌هایی مانند مصطفی پورمحمدی و حسن روحانی را نیز در همین طیف قرار می‌دهد؛ روحانیانی که فقط در جایگاه فقهی یا سیاسی ظاهر نمی‌شوند، بلکه با دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی پیوند خورده‌اند.

به گفته هروآبادی، طائب در دوره‌های مختلف فقط با مخالفان بیرون از حکومت درگیر نبود. او در پرونده‌های درون قدرت نیز نقش داشت. هروآبادی به نقش مهدی طائب، برادر حسین طائب و رئیس پیشین قرارگاه عمار، در حملات علیه اسفندیار رحیم‌مشایی اشاره می‌کند و می‌گوید در آن دوره، مهدی طائب در فضاسازی و پرونده‌سازی نقش داشت و حسین طائب آن مسیر را در سطح امنیتی دنبال می‌کرد.

این تصویر، طائب را به چهره‌ای چندوجهی تبدیل می‌کند. او زبان روحانیت حکومتی را می‌فهمد، سازوکارهای امنیتی را می‌شناسد و توان کار با نیروی میدانی را دارد. برای حکومتی که هم با بحران مشروعیت روبه‌روست، هم از شکاف درونی رنج می‌برد و هم نگران اعتراضات تازه است، چنین چهره‌ای می‌تواند کارکردی فراتر از مدیریت اداری داشته باشد.

روایت هروآبادی از برکناری طائب

برکناری طائب از سازمان اطلاعات سپاه در سال ۱۴۰۱ با روایت‌های مختلفی همراه شد. برخی آن را نتیجه ناکامی‌های اطلاعاتی، از جمله نفوذ اسرائیل در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی، دانستند. هروآبادی اما روایت دیگری مطرح می‌کند.

او با استناد به منابع خود می‌گوید علت اصلی کنار گذاشتن طائب، مسئله شنود علی خامنه‌ای بود. به گفته او، گزارشی که نشان می‌داد طائب در حال شنود رهبر جمهوری اسلامی بوده، باعث شد علی خامنه‌ای دستور برکناری او را صادر کند.

هروآبادی همچنین مدعی است حسین سلامی، فرمانده کل سپاه، اجرای دستور برکناری طائب را به تاخیر انداخت و به همین دلیل توبیخ شد. او می‌گوید این توبیخ حتی در پرونده سلامی ثبت شد.

به گفته هروآبادی، تعطیلی درس مجتبی خامنه‌ای در قم نیز به همان دوره مربوط بود؛ زمانی که انتشار یک ویدئو بحث‌هایی درباره جایگاه مجتبی و موقعیت او در ساختار قدرت به راه انداخت.

این ادعاها به‌طور مستقل قابل تایید نیستند و باید با احتیاط با آن‌ها برخورد کرد. اما حتی در سطح روایت نیز نشان می‌دهند که طائب در نقطه‌ای حساس از قدرت قرار داشته است. اختلاف بر سر او فقط اختلاف درباره یک مدیر امنیتی نبود؛ طائب در میانه تنش میان سپاه، بیت رهبری و حلقه مجتبی خامنه‌ای قرار داشت.

بازگشت به بسیج؛ تنزل یا قدرت اجرایی بیشتر؟

در نگاه اول، بازگشت طائب به بسیج ممکن است نوعی کاهش جایگاه به نظر برسد. ریاست سازمان اطلاعات سپاه از نظر دسترسی به پرونده‌ها، نفوذ در ساختار امنیتی و امکان اثرگذاری بر تصمیم‌های کلان، یکی از مهم‌ترین موقعیت‌ها در جمهوری اسلامی بود. اما این برداشت می‌تواند ساده‌انگارانه باشد.

هروآبادی معتقد است طائب اکنون در جایگاهی قرار گرفته که قدرت اجرایی مستقیم دارد. بسیج نیرویی سازمان‌یافته، مسلح و حاضر در میدان است. از نگاه او، طائب شخصیتی نیست که در استفاده از خشونت تردید کند.

این تفاوت برای فهم انتصاب تازه مهم است. سازمان اطلاعات سپاه قدرتی پنهان، پرونده‌محور و پشت‌پرده داشت. بسیج اما قدرتی آشکارتر، خیابانی‌تر و اجتماعی‌تر دارد. ریاست بسیج به طائب امکان می‌دهد در مدیریت اعتراضات، فشار بر مخالفان، شبکه‌سازی اجتماعی و ایجاد وفاداری برای رهبر تازه نقش مستقیم‌تری داشته باشد.

در دوره پس از انتقال رهبری، تهدید فقط از جامعه معترض نمی‌آید. بخشی از تهدید درون خود ساختار قدرت است؛ فرماندهانی که ممکن است با مجتبی خامنه‌ای همدل نباشند، جناح‌هایی که سهم بیشتری می‌خواهند، روحانیونی که مشروعیت او را کامل نمی‌پذیرند و نهادهایی که هنوز خود را با میراث علی خامنه‌ای تعریف می‌کنند. بسیج می‌تواند در برابر همه این نیروها نقش بازدارنده داشته باشد.

سایه پرونده‌های اقتصادی و فایل صوتی سپاه

پرونده طائب فقط امنیتی نیست. نام او در سال‌های گذشته در منازعات اقتصادی و سیاسی درون سپاه نیز مطرح شده است. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، فایل صوتی منتشرشده در بهمن ۱۴۰۰ بود؛ گفت‌وگویی میان دو فرمانده سپاه که در آن درباره فساد مالی، بنیاد تعاون سپاه، هلدینگ یاس و تلاش برخی چهره‌ها برای جلوگیری از قضایی شدن پرونده‌ها صحبت می‌شد.

در آن فایل، از اختلاف میان جریان‌های درون سپاه بر سر پرونده‌هایی سخن گفته می‌شد که نام محمدباقر قالیباف نیز در حاشیه آن‌ها مطرح بود. بر اساس محتوای فایل، طائب از پیگیری برخی پرونده‌ها توسط جناحی دیگر در سپاه ناراضی بود.

در بخش دیگری از همان گفت‌وگو، درباره محمدعلی نجفی، شهردار پیشین تهران، صحبت می‌شود. گفته می‌شود طائب قصد برخورد با نجفی را داشته، اما حلقه نزدیک به محمدعلی جعفری، فرمانده وقت سپاه، مسیر دیگری را دنبال کرده بود. صادق ذوالقدرنیا، معاون اقتصادی وقت سپاه، در آن فایل می‌گوید طائب او را به گرایش اصلاح‌طلبانه متهم کرده و از ارتباطش با نجفی ناراحت بوده است.

در همان فایل، ذوالقدرنیا می‌گوید طائب از قالیباف حمایت می‌کرده است. این بخش نشان می‌داد سازمان اطلاعات سپاه در دوره طائب فقط با پرونده‌های امنیتی کلاسیک سر و کار نداشت، بلکه در رقابت‌های اقتصادی، شهری و سیاسی درون حاکمیت نیز نقش ایفا می‌کرد.

همین سابقه باعث شده منتقدان طائب، حتی در میان محافظه‌کاران، او را چهره‌ای پرونده‌ساز و مداخله‌گر بدانند. محمود احمدی‌نژاد در شهریور ۱۳۹۷ گفت طائب “تعادل ندارد” و کارش “پرونده‌سازی” است. در همین راستا، محمد سرافراز، رئیس پیشین صداوسیما نیز در اردیبهشت ۱۳۹۸ سازمان اطلاعات سپاه و شخص طائب را به مداخله به سود نزدیکان این سازمان در مزایده آگهی‌های بازرگانی صداوسیما متهم کرد؛ موضوعی که طائب را عملا در زمره مفسدان اقتصادی قرار داد.

این اتهام‌ها نشان می‌دهد طائب حتی در درون حکومت نیز چهره‌ای بی‌حاشیه نبوده است. او در پرونده‌های سیاسی، برخورد با دوتابعیتی‌ها، فشار بر نزدیکان احمدی‌نژاد و روحانی و کشمکش‌های اقتصادی و اطلاعاتی در سپاهحضور داشته است.

شبکه‌ای برای کنترل جامعه و مهار رقیبان

بازگشت طائب در زمانی رخ داده که جمهوری اسلامی هم‌زمان با چند بحران روبه‌روست: جنگ خارجی، فشار اقتصادی، بی‌اعتمادی عمومی، احتمال اعتراضات تازه، شکاف در ساختار فرماندهی و بحران جانشینی پس از علی خامنه‌ای. در چنین فضایی، انتخاب طائب برای بسیج فقط احیای یک فرمانده قدیمی نیست.

حکومت به شبکه‌ای نیاز دارد که بتواند هم جامعه را کنترل کند و هم به رهبر تازه امکان دهد مخالفان درون ساختار را زیر نظر بگیرد. بسیج چنین قابلیتی دارد. این نهاد در زندگی روزمره مردم حضور دارد، اما هم‌زمان به سپاه، نهادهای امنیتی و ایدئولوژی رسمی متصل است.

در این مدل، شعار “هر ایرانی، یک بسیجی” فقط یک عبارت تبلیغاتی نیست. اگر این شعار در کنار ماموریت “تقویت شبکه اطلاعات مردمی” قرار بگیرد، معنایش گسترش نظارت اجتماعی است؛ یعنی تبدیل محیط‌های عادی زندگی به فضاهایی برای رصد، گزارش‌دهی و فشار. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بسیج می‌تواند برای مجتبی خامنه‌ای به ابزار تثبیت قدرت تبدیل شود.

پروژه مجتبی یا پروژه طائب؟

پرسش مهم این است: طائب ابزار مجتبی خامنه‌ای است یا یکی از معماران اصلی قدرت او؟

پاسخ قطعی به این پرسش ممکن نیست. اما نشانه‌ها از رابطه‌ای عمیق‌تر از یک انتصاب اداری حکایت دارد. طائب سال‌هاست با مجتبی خامنه‌ای ارتباط داشته، در حلقه‌های امنیتی نزدیک به او دیده شده و به روایت برخی منتقدان و فعالان سیاسی، در مسیر قدرت‌گیری او نقش ایفا کرده است.

مجتبی خامنه‌ای برای تثبیت رهبری خود به سه چیز نیاز دارد: وفاداری درون ساختار، کنترل جامعه و توان مهار یا حذف رقیبان. طائب با سابقه امنیتی، شبکه سپاهی، تجربه بسیج و رابطه قدیمی با مجتبی، می‌تواند هر سه نیاز را پوشش دهد.

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

به همین دلیل، بازگشت او به بسیج را نباید فقط بازگشت یک چهره قدیمی به سازمانی قدیمی دانست. این انتصاب می‌تواند نشانه ورود جمهوری اسلامی به مرحله‌ای تازه باشد؛ مرحله‌ای که در آن رهبر جدید، برای جبران ضعف مشروعیت و نبود کاریزمای پدر، بیش از گذشته به ابزارهای امنیتی، اطلاعاتی و بسیجی تکیه می‌کند.

حسین طائب دوباره رئیس بسیج شده است، اما اهمیت او در عنوان رسمی‌اش خلاصه نمی‌شود. او به نهادی برگشته که می‌تواند جامعه را ببیند، خیابان را کنترل کند، نیرو بسیج کند، اطلاعات محلی جمع کند و مخالفان را زیر فشار بگذارد. برای جمهوری اسلامی پس از علی خامنه‌ای، و برای مجتبی خامنه‌ای در مقام رهبر تازه، چنین ابزاری شاید از بسیاری منصب‌های رسمی حیاتی‌تر باشد.

بسنت از اقدامات اقتصادی “بی‌سابقه” آمریکا علیه ایران خبر داد

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده اعلام کرد که آمریکا قصد دارد اقداماتی اقتصادی را علیه جمهوری اسلامی را به اجرا گذارد و ایران را به انزوایی بکشاند که در تاریخ اقتصاد “بی‌سابقه” خواهد بود.خبرگاه دویچه وله فارسی مجموعه‌ای خبری از موضوعات و تحولات روز ایران، منطقه، آلمان و جهان در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، ورزشی و غیره است.

در “خبرگاه” می‌توانید رویدادهای متنوع را به شکلی کوتاه و فشرده دنبال کنید.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

دویچه وله فارسی را در واتس‌اپ دنبال کنید

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

گفت‌وگوی بن‌ سلمان و فرمانده سنتکام در باره همکاری‌های دفاعی
رسانه‌های سعودی گزارش دادند که محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی ، پنجشنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) با برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) دیدار و گفت‌وگو کرده است.

بنا بر این گزارش‌ها، همکاری‌های دفاعی واشنگتن و ریاض و همچنین تلاش‌ها برای کاهش تنش‌ها در منطقه محورهای این ملاقات بوده است.

بیشتر بخوانید: پیمان دفاعی مکه؛ ابزار دیپلماسی یا ائتلاف نظامی علیه تهران؟

در گزارش رسانه‌ها جزئیات دقیق و بیشتری درباره محورهای همکاری دفاعی یا راهکارهای مطرح‌شده برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای منتشر نشده است.

دیدار شاهزاده عربستان سعودی و فرمانده سنتکام در حالی برگزار شده که تنش‌های منطقه‌ای همچنان ادامه دارد و ریاض می‌کوشد از گسترش بیشتر آتش جنگ به منطقه خلیج فارس جلوگیری کند.

سنتکام گزارش‌ها درباره مرگ هفت ملوان ناو آبراهام لینکلن را رد کرد
فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا، سنتکام، گزارش‌ها درباره کشته‌شدن هفت ملوان در درگیری فیزیکی در ناو هواپیمابر “یواس‌اس آبراهام لینکلن” و افزایش مواردی که خدمه این ناو به فکر خودکشی هستند را تکذیب کرد.

سنتکام پنجشنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) با انتشار اطلاعیه‌ای در شبکه ایکس (توئیتر سابق) اعلام کرد که “هیچیک از نیروهای مستقر در این ناو هواپیمابر” جان خود را از دست نداده است. این فرمانده نهاد نظامی افزود، تنها ملوانی که در تاریخ ۳ اوت (۱۲ مرداد) به دریا افتاد، به سرعت و به سلامت نجات یافت.

در اطلاعیه فرماندهی مرکزی ایالات متحده همچنین آمده است که “نرخ تمدید خدمت خدمه این ناو ۸۴.۴ درصد است و از بالاترین نرخ‌ها در میان ناوهای هواپیمابر نیروی دریایی آمریکا محسوب می‌شود”.

سنتکام اعلام کرد که خدمه گروه ضربتی ناو یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن پس از بیش از ۲۶۰ روز حضور در آب‌ها، انجام ۱۰ هزار پرواز و استفاده از یک میلیون و ۵۰۰ هزار پوند مهمات، همچنان به ماموریت خود ادامه می‌دهند.

این نهاد “انتشار گزارش‌های نادرست” در باره مأموریت این ناو هواپیمابر را “اقدامی علیه نیروهای نظامی و خانواده‌های آنها” توصیف کرد.

بسنت از اقدامات اقتصادی “بی‌سابقه” آمریکا علیه ایران خبر داد
اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری ایالات متحده پنجشنبه ۱۳ اوت (۲۲ مرداد) اعلام کرد که آمریکا قصد دارد اقداماتی اقتصادی را علیه جمهوری اسلامی را به اجرا گذارد و ایران را به انزوایی بکشاند که در تاریخ اقتصاد “بی‌سابقه” خواهد بود.

او در گفت‌وگو با شبکه خبری نیوزمکس اضافه کرد که جزئیات و اقدامات بیشتری هفته آینده منتشر خواهد شد.

وزیر خزانه‌‌داری آمریکا در این گفت‌وگو تصریح کرد که این سیاست “ترکیبی از انزوای شدید اقتصادی و ادامه محاصره در تنگه هرمز” خواهد بود؛ محاصره‌ای که بنا بر اظهارات او جلوی ورود هرگونه کالا به بنادر ایران یا خروج آن از این بنادر را خواهد گرفت.

به گفت بسنت این رویکرد اعمال دو اهرم را دربرخواهد گرفت: افزایش فشار مالی [بر جمهوری اسلامی] و انسداد بنادر به طور عملی.

وزیر خزانه‌داری آمریکا جزئیات بیشتری درباره نوع اقدامات اقتصادی، زمان دقیق اجرای آنها یا نهادها و بخش‌های هدف ارائه نکرد.

اظهارات تازه بسنت در مورد انزوای “بی‌سابقه” ایران در تناقض با سخنانی است که او در ۴ اوت (۱۳ مرداد) بیان کرده بود.

او در گفت‌وگو با شبکه سی‌ان‌بی‌سی گفته بود که توافق با جمهوری اسلامی بر سر بازگشایی تنگه هرمز ظرف تنها چند روز می‌تواند حاصل شود. این گفته وزیر خزانه‌داری آمریکا سبب افزایش کاهش نفت و بهبود وضعیت بورس نیویورک شده بود.

برنده لاتاری آمریکا جک‌پات یک میلیارد دلاری را برد

یک فرد خوش‌شانس موفق شده بیش از یک میلیارد دلار در لاتاری “پاوربال” آمریکا برنده شود. احتمال برنده شدن در این جک‌پات حدود یک به ۲۹۲ میلیون است. این فرد باید اکنون درباره نحوه دریافت این مبلغ تصمیم بگیرد.فردی در لاتاری آمریکا موفق شده جک‌پاتی به ارزش حدود ۱.۰۴ میلیارد دلار (حدود ۹۰۳ میلیون یورو) را برنده شود. بلیت فروخته‌شده در ایالت ایلینوی که روی آن اعداد ۴، ۲۶، ۶۶، ۶۷، ۶۹ و شماره اضافی ۹ درج شده بود، با هر شش عددی که شامگاه چهارشنبه به وقت محلی قرعه‌کشی شدند، مطابقت داشت. این خبر را موسسه بخت‌آزمایی و لاتاری “پاوربال” اعلام کرد. طبق اعلام لاتاری ایلینوی، این بلیت در یک پمپ‌بنزین در شهر کوئینسی فروخته شده بود.

اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه‌ وله

در اطلاعیه “پاوربال” آمده است که این بزرگ‌ترین جک‌پات امسال و هشتمین جک‌پات بزرگ در تاریخ این لاتاری بوده است.

بیشتر بخوانید: یک گروه آلمانی جایزه بزرگ ۱۱۰ میلیونی بخت‌آزمایی اروپا را برد

برنده می‌تواند انتخاب کند که کل مبلغ را طی ۳۰ قسط در طول ۲۹ سال دریافت کند یا یک‌جا مبلغی کمتر از جک‌پات اعلام‌شده را دریافت کند. در صورت انتخاب پرداخت یک‌جا، مبلغ دریافتی ۴۵۰.۵ میلیون دلار (حدود ۳۹۱ میلیون یورو) خواهد بود. در هر دو حالت، مبلغ جایزه مشمول مالیات است.

دویچه وله را در واتس‌اپ دنبال کنید

لاتاری پاوربال در آمریکا

لاتاری “پاوربال” در ۴۵ ایالت آمریکا و همچنین در واشنگتن در پایتخت آمریکا، جزایر ویرجین و پورتوریکو برگزار می‌شود. قرعه‌کشی‌ها روزهای دوشنبه، چهارشنبه و شنبه انجام می‌شوند و قیمت هر بلیت ۲ دلار است.

احتمال برنده شدن جک‌پات حدود یک به ۲۹۲ میلیون است . بزرگ‌ترین جک‌پات تاریخ آمریکا نیز در نوامبر ۲۰۲۲ در ایالت کالیفرنیا برنده شد؛ در آن زمان مبلغ جایزه ۲.۰۴ میلیارد دلار بود.